على محمدى خراسانى
152
شرح مكاسب (فارسى)
است نه مثل ، آن هم قيمت عين از وقتى كه بالعرض قيمى شده نه قبل از آن ، و وقت قيمى شدن وقت تعذّر مثل است . با اين محاسبه حال تعذّر ملاك قيمى شدن مثلى است امّا نه از باب اينكه : مثل قيمى مىشود بلكه از باب اينكه عين تالف از حالا قيمى مىشود و تا حالا مثلى بود و قيمت مال خود عين است . حال كه برمبناى ما از حين تعذّر خود عين قيمى مىشود طبعا باز مبانى پيش مىآيد : [ اگر در قيميات ملاك را روز ضمان دانستيم در ما نحن فيه هم ملاك قيمت يوم الاخذ است و اگر در قيميات ملاك را روز مطالبه يا روز اداء دانستيم در ما نحن فيه هم مطلب همان است ] ولى اگر در قيميّات ضمان يوم التلف مطرح بود ، در ما نحن فيه سخن ابن ادريس زنده مىشود و حق با او است كه قبلا در بيع فاسد مىگفت : به مجرّد تعذّر مثل نوبت به قيمت مىرسد و ملاك قيمت آن روز است [ چرا كه آن روز روز تلف عين با وصف قيمى بودن است و قبل از آن روز عين تالف مثلى بود نه قيمى ، قيمى بودن با تعذّر و اعواز مثل حاصل شد و قيمى بودن الآن حاصل مىشود و لذا قيمت اين روز ملاك است . و امّا اگر در قيميّات ملاك را ضمان به اعلى القيم از هنگام غصب و ضمان تا هنگام تلف عين دانستيم ، در ما نحن فيه اعلى القيم از هنگام ضمان تا هنگام تعذّر مثل مطرح مىشود ، چرا كه تا وقتى خود عين بود اگر آن را ردّ مىكرد نسبت به ارتفاع قيمت مشغول الذمّه نبود و ضمان ارتفاع قيمت مراعا و متزلزل و مشروط بود كه اگر عين تلف شد . . . و بعد از آن هم چون فرض ما در مثليّات است باز تا وقتى كه مثل موجود باشد اگر مثل را ردّ كرد نسبت به ارتفاع قيمت ضامن نيست و ضمان آنها اگر مىبود كه شرطش حاصل نشده در نتيجه تا عين يا مثل هستند نسبت به ارتفاع قيمت يك ضمان متزلزل است كه اگر عين يا مثل را نداد بايد