على محمدى خراسانى
148
شرح مكاسب (فارسى)
چون پرواضح است . ] 3 - و اگر ملاك را در قيميات اعلى القيم از يوم ضمان تا يوم التلف دانستيم در ما نحن فيه ملاك اعلى القيم از روز ضمان به عين يعنى روز اوّل تا روز تلف آن است و اين شقّ را علّامه در قواعد بهعنوان اوّلين احتمال آورده . : قوله : و ان قلنا : و امّا اگر در فرض تعذّر مثل ، معيّنا خود عين يا نفس مثل تبديل به قيمى نمىشود بلكه كلّى و قدر جامع ميان عين و مثل انقلاب به قيمى پيدا مىكند [ منظور از قدر مشترك عبارتست از صفات و ماليّت ، چرا كه عين و مثل از يك جنس و يكنوع و يك صنفاند با اوصاف مشتركى كه در زيادى يا نقصان قيمت نقش دارند و داراى ماليّت و ارزش مساوى هستند . ] و منظور از تبديل كلّى و قدر جامع به قيمى آنست كه : تا هردو فرد كلّى يعنى هم عين و هم مثل باشند قطعا جاى قيمت نيست حتّى در قيميّات اصيله و نيز تا يكى از آن دو باشد باز نوبت به قيمت نمىرسد زيرا كه الطبيعى يوجد بوجود فردما ، آرى هنگامى كه هردو تلف شدند نوبت به قيمت احدهما مىرسد و الطبيعى تنعدم بانعدام جميع افرادها ، حال كه كلّى و جامع قيمى شد احكام قيمى هم برآن مترتّب مىشود : [ اگر در قيمى ضمان را به يوم الغصب دانستيم در ما نحن فيه مردّديم چون نمىدانيم ملاك يوم الضمان خود عين است يا يوم الضمان مثل و كلّى بر هردو قابل صدق است . و اگر در قيمى ملاك را يوم التلف دانستيم باز در ما نحن فيه مرددّيم كه ملاك روز تلف خود عين است و يا يوم التلف مثل . و اگر ملاك در قيمى ضمان يوم المطالبه باشد در ما نحن فيه مشكلى نداريم . و اگر ملاك در قيمى ضمان به يوم الدفع باشد باز بحثى نيست . ] و اگر در قيمى ضمان را به اعلى القيم از روز ضمان تا روز تلف دانستيم ، در