على محمدى خراسانى
109
شرح مكاسب (فارسى)
زيرا اختصاص به مثلى ندارد قيميات هم مثل جاريه به بيع مسلم معاملهاش صحيح است البته به شرط اينكه زياد توصيف نكنند كه موجب كميابى يا نايابى شود . تعريف هفتم : برخى ديگر از عامّه علاوه بر دو قيد مذكور قيد سوّمى افزوده و گفتهاند : مثلى آنست كه : قدّر بالكيل و الوزن ، و جاز بيعه سلما ، و جاز بيع بعضه ببعض آخر ، يعنى بتوان فردى از او را با فردى ديگر معامله كرد مثل صد من گندم به صد من ديگر . « 1 » اشكال اين تعريف هم آنست كه اختصاص به مثلى ندارد در قيميات هم شما زمينى را به زمين ديگر معاوضه مىكنيد . و تعريفهاى ديگرى كه علّامه در تذكره از قول عامّه ذكر كردهاند . « 2 » [ نتيجه تعريفهاى مذكور ] نتيجه : از تعريفهاى مذكور نتيجهاى نگرفتيم و نتوانستيم يك معناى جامعى براى مثلى و قيمى ذكر كنيم بايد ديد قدم بعدى چيست ؟ مطلب دوّم : : قوله : ثم لا يخفى : گرچه تعريفهاى مثلى تماما مورد مناقشه قرار گرفت و ردّ شد ولى مهمّ نيست . بيان مطلب : مقدّمه : همانطورى كه در كتب اصولى و منطقى آمده يك سلسله حقائق لغويّه وجود دارد از قبيل انسان - اسد - ارض و . . . و يك سرى حقائق عرفيّهء عامّه از قبيل دابّة ، سيّاره ، طيّاره و . . . ، و يك عدّه حقائق اصطلاحيه يا عرفيّهء خاصّه مانند : معرّف و حجّت در علم منطق و اماره و اصل عملى در علم اصول و . . . و يك تعداد حقائق شرعيه از قبيل : صوم ، صلوة ، حجّ و . . . ، و يك
--> ( 1 ) تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 381 . ( 2 ) تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 381 .