على محمدى خراسانى

108

شرح مكاسب (فارسى)

فرموده‌اند : المثلى المتساوى الاجزاء و المنفعة المتقارب الصفات . اين نيز از جهاتى اعمّ و از جهاتى اخص است از اينكه متساوى الاجزاء را به قيد بحسب القيمة مقيّد نكرده اعمّ است ولى از حيث آوردن و المنفعة اخصّ است و در هر حال همان اشكال تعريف اوّل را دارد . و در عين حال مرحوم شهيد ثانى در مسالك « 1 » و سبزوارى در كفايه « 2 » فرموده‌اند : اين تعريف از همهء تعريفها سالمتر است . تعريف چهارم : شهيد اول در غاية المراد فرموده : المثلى ما تساوى اجزائه فى الحقيقة النوعية « 3 » اين نيز از جهتى اعم است چون تساوى اجزاء را مقيد به قيد بحسب القيمة نكرده و ظاهرش تساوى افراد يك نوع در صدق كلى و نوع بر آنها است و اختصاص به مثليات ندارد . تعريف پنجم : بعض از فقهاء عامّه گفته‌اند : المثلى ما قدّر بالكيل و الوزن ، يعنى مثلى آن كالائى است كه با كيل و وزن اندازه‌گيرى شود و خلاصه : مكيل يا موزون باشد . « 4 » اشكال اين تعريف هم آنست كه : نه مانع است و نه جامع زيرا كه برخى چيزهائى كه مكيل و موزون هستند مثل ميوه‌جات مثلى نيستند و برخى چيزهائى كه مثلى هستند مكيل و موزون نيستند مثل پارچه‌هاى يك كارخانه كه با متر و زرع معامله مىشوند . تعريف ششم : بعض ديگر از عامّه گفته‌اند : مثلى آنست كه با كيل و وزن تقدير شود و بيع آن به‌طور سلم و پيش‌فروش جايز باشد . « 5 » اين نيز اشكال دارد

--> ( 1 ) مسالك الافهام ، ج 2 ، ص 259 . ( 2 ) كفاية الاحكام ، ص 257 . ( 3 ) غاية المراد ، ص 136 . ( 4 ) بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 317 . ( 5 ) فتح العزيز ، ج 11 ، ص 366 .