على محمدى خراسانى

71

شرح مكاسب (فارسى)

است و . . . از اين اشكال « كه مهمّ هم نيست ، چون تعريف لفظى است نه حقيقى » بعضىها جواب داده‌اند كه : اساسا مال در اصل لغت به معناى عين است و استشهاد كرده‌اند « 1 » به كلامى از طريحى در مجمع البحرين : المال فى الاصل ملك الذهب و الفضّة ثم اطلق - على كلّ ما يتملك من الأعيان « 2 » ولى مشهور طرفدار تعميم هستند و مال را بر عين و منفعت اطلاق مىكنند . ولى از راه ديگرى ثابت مىكنند كه مراد از مال اوّل كه معوض و مبيع و مثمن مىباشد ، خصوص عين است . و مرحوم شيخ از همين راه وارد شده و مىفرمايد : ظاهر اين است كه : معوّض در بيع ، اختصاص به عين دارد . [ و دليل اين ظهور ، دو امر است : 1 - تبادر : از لفظ بيع عند الاطلاق ، نقل و تمليك عين ، متبادر است ؛ و تبادر نشانهء حقيقت بودن است پس بيع حقيقت در مبادلهء عين است . 2 - صحت سلب : لفظ بيع از تمليك منافع ، صحت سلب دارد ، و كسى كه مثلا سكناى منزل را به ديگرى تمليك مىكند ، صحيح است بگوئيم : هذا ليس ببيع ولى از تمليك عين صحت سلب ندارد بلكه صحت حمل دارد ، و در اصول خوانديم كه تبادر و عدم صحت سلب يا صحت حمل نشانهء حقيقت بودن است . [ البته عين اعم از عين شخصى و كلّى فى المعيّن و كلّى فى الذمّه است كه قبلا در نكته ششم گذشت . ] و بر فرض كه از تبادر و صحت حمل صرفنظر كنيم مىگوئيم : شك مىكنيم كه آيا بيع بر تمليك منافع هم صدق مىكند يا نه ؟ همين شك ما را بس است و مانع

--> ( 1 ) مرحوم شهيدى در هداية الطالب ، ص 148 . ( 2 ) مجمع البحرين ، ج 5 و 6 ، ص 475 ، و نهايهء ابن اثير ، ج 4 ، ص 373 ، مادّهء مول .