على محمدى خراسانى
64
شرح مكاسب (فارسى)
ملك ، و چنين به نظر مىآيد كه انسانهاى اوّليه از راه حيازت ، اشيائى از قبيل آب و زمين و . . . را مالك مىشدند ، و بعدها كمكم مسئله معاملات و مبادلات ، مطرح شد و انسانها آنچه را با حيازت مالك شده بودند ، در مواردى به ديگران منتقل مىكردند و ساير اسباب مملكّه تماما مترتب و متفرع بر مسئلهء حيازت مىباشد . و امّا اينكه حيازت از چه تاريخى شروع شد ؟ شايد همراه و همزمان با تاريخ بشريّت باشد . [ نكتهء دوّم : « ضرورت مبادلات در زندگى بشر » ] نكتهء دوّم : بشر موجودى است مدنى بالطبع ، و نيازهاى فراوان مادّى و معنوى دارد كه بدون استمداد و كمك از ديگران ، به تنهائى هرگز قادر به تامين آنها نيست . و از جمله ابعاد احتياجات بشر كه از بديهيات مىباشد ، مسئله مبادلات و معاملات است . زيرا چنين نيست كه يك انسان آنچه از لباس و خوراك و مسكن و . . . لازم دارد ، خود به تنهائى واجد باشد ، بلكه هر انسانى هنرى و مالى دارد كه ديگرى از آن برخوردار نيست . اگر مبادلات و نقل و انتقالات نباشد ، نظام زندگى انسان مختل مىشود ، و مخصوصا هرچه زندگى بشر پيشرفت و تكامل علمى و صنعتى پيدا مىكند ، حجم نيازهاى مذكور بيشتر و به همان نسبت حجم مبادلات هم در جهان گستردهتر مىشود . اينجا است كه اگر معاملات و قوانين حاكم بر آن نباشد ، زندگى انسانها زندگى جنگل خواهد بود و هركه قويتر است با زور و قلدرى ما يحتاج خود را از ديگران مىگيرد و . . . پس ضرورت مبادلات و نيز قوانين عادلانهء حاكم بر آن كاملا محسوس است . و بعد مهمى از عدالت اجتماعى را تشكيل مىدهد .