على محمدى خراسانى

107

شرح مكاسب (فارسى)

گذارى كرده‌اند تا با اين سرمايه به تجارت بپردازند ، حال در موردى ميان آنها نزاعى پيش آمده كه فلان تجارت را بكنند يا نه ؟ يكى از آن دو موافق است و آنديگرى نگران و مخالف ، كه مبادا ضرر كنند ، در اين گيرودار ، آنكه موافق نيست مىگويد : رفيق من ، صالحتك على . . . يعنى من با تو مصالحه مىكنم بر اينكه : تو اقدام بكن و اين تجارت را انجام بده ولى من صاحب رأس المال خودم باشم و اگر سودى پيدا شد از آن تو باشد ، و اگر ضررى هم حاصل شد ، خودت متحمّل باشى ، طرف هم قبول مىكند . فائده و نتيجهء اين صلح ، صرفا ثبوت قرارى بين الطرفين است كه بعدا طبق آن قرار عمل مىشود . قوله : فلو كانت : ملاحظه فرموديد كه : موارد بكارگيرى صلح مختلف و متعدد شد « 5 مورد » حال در نحوهء استعمال صلح در اين موارد ، سه احتمال وجود دارد : 1 - در بعض از اين مفادات و معانى حقيقت باشد و در بقيّه مجاز باشد . اين احتمال باطل است ، زيرا ترجيح بلامرجح است ، و ما نمىدانيم كه كدام معنى را حقيقت و كدام را مجاز قرار دهيم ؟ ! 2 - در تمام اين معانى حقيقت باشد ، يعنى لفظ صلح براى پنج معنا وضع شده ، الف : تمليك عين . . . ب : تمليك منفعت . . . ج : تمليك انتفاع و . . . و در نتيجه مشترك لفظى ميان پنج معنى است . اين احتمال هم واضح البطلان است ، زيرا كه اشتراك لفظى دليل مىخواهد و ما دليل بر آن از تبادر خاص و نص اهل لغت و . . . نداريم و بر فرض شك ، از اصل عدم اشتراك استفاده مىكنيم . 3 - واژهء صلح در تمام اين موارد يك معنى و مفهوم حقيقى بيشتر ندارد ، و آن تسالم است كه بالمطابقه و بالاصالة بر آن دلالت مىكند ، ولى اين تسالم در