على محمدى خراسانى

103

شرح مكاسب (فارسى)

جواب : نظير جوابى كه از اعتراض چهارم داده شد ، از اين اعتراض هم داده مىشود ، و قول مصنف : حيث انّ . . . بيان جواب و وجه ظهور اندفاع اين ايراد است و آن اينكه : معناى مطابقى و حقيقى استيجار همانا تملّك منفعت از موجر است و چون مجّانا تملّك نمىكند بلكه معاوضه در كار است ، قهرا لازمهء آن و معناى تبعى آن هم عبارت مىشود از : تمليك عوض و عين به موجر در قبال منفعت . و بحث ما در معناى اصلى و استقلالى و حقيقى واژه‌ها است نه معناى تبعى و لازم المعنى . پس تعريف مانع اغيار است . [ اعتراض ششم و جواب آن « باب هبهء معوضه » ] اعتراض ششم : باز هم معترض مىگويد : تعريف شما مانع اغيار نيست ، زيرا كه بعضى از انواع صلح را شامل است ، بيان ذلك : [ مقدّمة : صلح آن است كه انسان با ديگرى در امرى كه مورد اختلاف است يا امكان دارد مورد اختلاف و نزاع واقع شود توافق كند كه مقدارى از مال يا منفعت يا حق خود را به ديگرى واگذار نمايد ، يا از طلب يا حق خود بگذرد كه او هم در عوض مقدارى از مال يا منافع خود را به او واگذار نمايد يا از طلب و حق خود بگذرد ، و اين را صلح معوض مىنامند ، و اگر اين واگذارى بدون عوض باشد « صلح غيرمعوض » نام دارد و هر دو صحيح است . ] يكى از بخشهاى صلح ، صلح بر عين است ، به اين صورت كه مصالح مىگويد : صالحتك على ان يكون الكتاب مثلا لك و در قبال آن منفعت فلان ، مال من باشد . متصالح هم مىگويد : قبلت . . . حال اين ايجاب مصالح هم انشاء تمليك عين [ كتاب ] در مقابل مال [ منفعت يا هر چيزى كه ماليّت دارد و از متصالح به مصالح مىرسد . ] است . پس تعريف البيع چنين موردى را شامل است . قوله : و بالهبة المعوضه : اعتراض هفتم است كه بعد از جواب اعتراض ششم تبيين خواهيم كرد . ]