على محمدى خراسانى
84
شرح مكاسب (فارسى)
حرام را واقعا مرتكب شود و به صرف تهديد در حق او مباح مىشود ؟ مرحوم شيخ مىفرمايد : بعضى از مشايخ معاصرين « 1 » ما [ منظور مرحوم سيّد مجاهد است كه شيخ دو سال در حوزهء كربلا از محضر ايشان استفاده كرده ] فرمودهاند : از كلمات اصحاب [ فقهاء شيعه ] سه قول در اين رابطه مستفاد است : 1 - عدهاى مىگويند : عدم قدرت بر تفصّى يا عجز از آن مطلقا معتبر نيست يعنى چه نسبت به خود قبول ولايت و چه نسبت به محرّمات ديگر پس از قبول ولايت ، همين كه مكره شد حق ارتكاب دارد راه فرارى داشته باشد يا خير . 2 - جمعى مىگويند : علاوه بر اكراه عجز از تفصّى هم معتبر است مطلقا يعنى چه نسبت به اصل قبول ولايت و چه نسبت به ساير محرّمات صرف مكره شدن مجوّز نيست بلكه بايد راه فرارى هم نداشته باشد و گرنه با امكان تفصّى و مخالفت ، حق ارتكاب ندارد . 3 - و برخى مىگويند : بايد ميان قبول اصل ولايت كه يكى از محرمات است ، با محرمات ديگر كه ظلم به مردم ، هدم مساجد و . . . باشد فرق بگذاريم ، يعنى بگوئيم : نسبت به اصل ولايت مجرّدا از هرحرامى ، نفس اكراه كافى است و مىتواند آن را قبول كند ، ولى نسبت به ساير محرمات صرف اكراه كافى نيست بلكه بايد راه فرارى هم نداشته باشد تا ارتكاب آنها مباح شود . قوله : و الّذى يظهر : شيخ اعظم ره مىفرمايد : آنچه از كلمات اصحاب بدست مىآيد اينست كه : [ چهار صورت متصور است كه دو صورت را شيخ آورده : ] 1 - تفصّى عن الحرام هم حرجى باشد مثل اينكه بايد آواره وطن شود و هر ساعت يك جا فرارى و پناهنده باشد تا مرتكب حرام نشود كه خيلى سخت و طاقت
--> ( 1 ) المناهل ص 318 .