على محمدى خراسانى

82

شرح مكاسب (فارسى)

پس طبق بيان شهيد ثانى اكراه معناى اعمى پيدا كرد و شامل خوف على بعض المؤمنين هم شد . [ در حالى كه ما فرق گذاشتيم و اكراه را از خوف جدا كرديم ] و غير واحدى از فقهاء را همين تعبير به اشتباه انداخته و خيال كرده‌اند كه آن اكراهى كه در شرع مقدّس رافع حرمت حرام است و هرنوع حرامى را در حق مكره مباح مىكند حتى الاضرار بالغير ، ما عدا اراقة الدم ، اكراه به همين معناى وسيع است در حالى كه قبلا گفتيم اكراه به اين معناى وسيع نيست و شامل خوف بر ضرر على بعض المؤمنين نمىشود . پس يا بايد بگوئيم : به عقيدهء شهيد ثانى هم مثل جماعتى از فقهاء اكراه معناى وسيعى دارد و يتحقق بالخوف على بعض المؤمنين . و يا بايد كلام شهيد را توجيه كنيم و بگوئيم : ايشان درصدد بيان ضابطهء اكراه مصطلح نيستند كه مجوّز ارتكاب جميع المحرمات است ، بلكه مرادشان از اكراه مطلق چيزى است كه مجوّز ولايت باشد [ چه اكراه مصطلح باشد يا نه ، مثل خوف بر بعض مؤمنين كه مجوّز قبول ولايت و بلكه تبرىّ از معصومين عليهم السّلام مىشد و مبسوطا گذشت ] و از قضا قرينهء مقام اين احتمال را تقويت مىكند چون جناب شهيد در مقام بيان اكراهى است كه مسوّغ ولايت است نه اكراه مصطلح . پس همچنان عنوان اكراه و خوف دو عنوان جدا و حكم جدا دارند . تنبيه سوّم قوله : الثالث : تنبيه سوّم از تنبيهات مسئله اكراه بر قبول ولايت از ناحيهء جائر ، در رابطه با قدرت يا عجز از تفصّى از حرام است .