على محمدى خراسانى
46
شرح مكاسب (فارسى)
بگوئيم : سه نوع تعبير در فتاوى مشهور است : 1 - برخى تعبير به جواز كردهاند [ علّامه ره در قواعد ج 1 ص 122 ] 2 - برخى تعبير به استحباب كردهاند [ مثل محقّق در شرايع ج 2 ص 12 و نيز شيخ طوسى و ابن ادريس و ديگران كه قبلا عبارات اين عدّه نقل شد . ] 3 - جمعى هم مثل خود شيخ اعظم تعبير به وجوب كردهاند كه مشكلى نداشت حال بگوئيم : آنها كه تعبير به جواز كردهاند مرادشان جواز بالمعنى الاخص يعنى اباحه نيست تا اشكال كنيم كه چنين ولايتى مباح نيست و واجب است بلكه مرادشان جواز بالمعنى الاعم است كه در مقابل حرمت است و جايز است يعنى ممنوع نيست و اين با وجوب هم مىسازد فلا يبعد كه بتوان گفت : مراد آنها هم وجوب است و اگر گفتهاند : جايز ، تمام هدف ردّ حرمت بود و آنها كه تعبير به استحباب كردهاند مرادشان استحباب عينى و شخصى است كه با وجوب كفائى منافاتى ندارد زيرا هرواجب كفائى مستحب عينى هم هست بدين معنى كه شخص من اگر از ما بين من به الكفاية قيام و اقدام كردم ثواب را به من مىدهند و اگر من قيام نكردم و ديگران كردند به من ثوابى نمىرسد چه اينكه عقاب هم نمىشوم ، پس منظور مشهور همان واجب كفائى است و ولايت را واجب مىدانند ولى هرواجب كفائى مستحب عينى هم هست . تنظير : لا شك در اينكه قضاوت براى اهلش و افراد جامع شرائط واجب كفائى است ولى معذلك فقهاء در باب قضاء مىگويند : يستحب تولّى القضاء لمن يثق من نفسه . « 1 » خوب اينها كه قضاء را واجب مىدانند پس چرا تعبير به استحباب كردهاند ؟ مىگوئيم : مرادشان استحباب عينى است كه با وجوب كفائى هم مىسازد .
--> ( 1 ) محقق در شرايع ج 4 ص 68 ، علامه در تحرير ج 2 ص 179 و قواعد ج 2 ص 201 و سبزوارى ره در كفاية الاحكام ص 262 و . . . .