على محمدى خراسانى

97

شرح مكاسب (فارسى)

شيئى آخر بسرعة تامّة لا يلتفت اليه الناظر فيتخيّلون انّه اتى امرا عجبا « 1 » 5 - كارهاى شگفت‌آورى كه از تركيب يك سلسله ابزار و آلات براساس مناسبات هندسى [ يا رياضى كه قبلا بيان شد ] بوجود مىآيد مانند رقّاصى كه مىرقصد ، و دو اسب‌سوار كه با يكديگر مىجنگند و . . . 6 - كمك گرفتن از يك سلسله خواصّ و آثار ادويه و معاجين گياهى ، فى المثل پاره‌اى از ادويه و داروهاى گياهى كه موجب بلادت و كند شدن ذهن مىباشد را در طعام و خوراك شخصى ريخته و او را بليد سازند ، يا موادّى كه سبب زوال عقل آدمى مىشود در طعام او ريخته و به نحوى به او بخورانند و او را ديوانه سازند ، يا مقدارى حشيش مستىآور را درون آتش بريزند و از دودى كه بلند مىشود و به دماغ انسان مىخورد يا در چشم انسان تأثير مىگذارد استفاده كنند و شخص را مدهوش سازند ، و يا چيكدهء بنگ را در ميان نقل [ نوعى از شيرينىجات ] قرار دهند و آن را به طرف خورانيده و سبب سكر او گردند . [ و انما سمّى ملبسّا ، لانّه يصنع من السكر و فى جوفه‌لوز ، او شيئى آخر فيغطى و يلبّس بحلقة من السّكر و شكله بيضوىّ ] مرحوم مجلسى فرموده : اين قسم از سحر قابل انكار نيست [ يعنى واقعيت دارد و اشياء داراى خواصّ شيميائى هستند كه برخى از آنها استعمالش سبب زيادى عقل و هوش و حافظه مىشود و برخى سبب كودنى و . . . و هر زهرى پاد زهرى هم دارد و . . . ] و اثر و جاذبهء مغناطيس يا آهن‌ربا شاهد مطلب است كه مىبينيم كه چگونه آهن را جذب مىكند . [ البته ديگر نام اين را نبايد سحر و جادو گذاشت بلكه استفاده از علم و دانش خواصّ اشياء يا دانش شيمى است . ] 7 - تعليق قلب ، يعنى جلب و جذب دلها [ البته اين در واقع معلول سحر و جادو است و نام آن را سحر گذاشتن از باب تسمية المسبّب باسم سببه است . ]

--> ( 1 ) هداية الطالب ص 58 .