على محمدى خراسانى
98
شرح مكاسب (فارسى)
و جذب قلوب بدين وسيله حاصل مىشود كه شخص ساحر ادعّا مىكند كه علم كيميا بلد است [ در ميان قدماء پنج علم بوده كه از علوم محتجبه و خفيّه بشمار مىرفته و با رمز « كلهسر » بدانها اشاره مىشود كه كاف اشاره به علم كيمياء است . لام به علم ليمياء ، هاء به علم هيمياء ، سين به علم سيمياء ، را به علم ريمياء . حال دانش كيميا كه يكى از علوم خمسه مىباشد عبارتست از صنعتى كه معتقد بودند كه بوسيلهء آن اجسام ناقص را به كامل تبديل كرده و به كمال رسانده و مثلا مس را به نقره يا طلا تبديل نمايند ، اخلاص هم كيميائى است كه مس وجود آدمى را زر سازد . ] يا ادّعا مىكند كه دانش ليمياء يا سيمياء مىداند [ علم به امورى كه انسان بدان متمكن شود از اظهار آنچه مخالف عادت بود و يا منع آنچه وفاق عادت بود . به كتاب نفائس الفنون ج 3 مراجعه شود . ] و يا ادّعا مىكند كه اسم اعظم مىداند و هركس آن را فرابگيرد مىتواند روى دريا راه رود ، طىالارض داشته باشد ، طىّ اللّسان داشته باشد ، مسيحا نفس گردد و . . . و در نتيجهء اين ادعاهاى فريبنده عوام و اشخاص سادهلوح و زودباور و بىخبر را دور خود جمع كرده و به مقاصد شومى كه دارد مىرسد . مرحوم مجلسى مىفرمايد : اين قسم از سحر اصل و اساسى ندارد يعنى ادّعاى دروغين است و واقعيت ندارد [ و گرنه بايد آقاى جادوگر ثروتمندترين انسانها باشد و . . . ] 8 - آخرين قسم از سحر ، نمّامى و سخنچينى است ، كه توسّط آن ميان دو كس يا دو قبيله تفرقه ايجاد شده و آتش جنگها روشن مىشود [ و چون سخنان ماهرانهء سخنچين ، نقش سحرآميزى دارد لذا به مناسبت نام آن را سحر گذاشتهاند و گرنه سحر مصطلح نيست . ] اين بود چكيدهء سخنان علّامهء مجلسى ره در اقسام سحر « 1 »
--> ( 1 ) بحار الانوار ج 59 ص 278 - 297 .