على محمدى خراسانى

71

شرح مكاسب (فارسى)

مثلا بگويد : فلانى چقدر انسان پستى است و . . . قوله : و الظاهر : در همين مادّهء اجتماع ، الان دو عنوان صدق مىكند 1 - سبّ 2 - غيبت و هر كدام جداگانه موجب عقاب است ، و على القاعده تعدّد اسباب ، موجب تعدّد مسببّات است و لذا شخص سابّ مغتاب ، دو كيفر را استحقاق دارد . چون مجرّد ذكر شخص بما يكرهه لو سمعه ، چه قصد اهانت باشد يا نه ، غيبت است كه بالادلّة الاربعة حرام است كما سيأتى ، اهانت هم حرام ديگرى است . قوله : ثم انّ : بحث سوّم راجع به كلمهء فى الجمله در عنوان بحث است فرمودند : سبّ مؤمن حرام است فى الجمله ، يعنى با قطع نظر از موارد خاصّى كه استثناء شده ، و اينك آن موارد را ذكر مىكنند كه جمعا سه مورد است : 1 - مؤمنى كه متظاهر به فسق است ، يعنى علنا و در انظار ديگران مرتكب فسق و فجور مىشود [ مثلا شرب‌خمر مىكند ، قمار مىبازد و . . . ] چنين كسى سبّش جايز است ، زيرا در باب غيبت خواهد آمد كه : چنين كسى حرمت و احترامى ندارد و در همان بخشى كه متجاهر است سبّش جايز است چه اينكه غيبت او هم جايز است . منتها اينجا بحثى است كه : آيا جواز سبّ از باب نهى از منكر است ؟ يا مطلقا جايز است ؟ اگر از باب نهى از منكر بود [ يعنى به او مىگوئيم : اى شرابخوار ، اى دروغگو ، و . . . تا حيا كند و دست از فسق و فجورش بردارد ، و هدف ردع او از اين منكر است . ] پس بايد شرائط آن باب را هم دارا باشد كه از جملهء آنها احتمال تأثير و . . . مىباشد و اگر از باب مذكور نباشد ، شرائط مذكور لازم نيست ، و مطلقا و به هر قصدى سبّ او جايز است ، چون او خود حرمت خود را نگهدارى نكرد و حرمت