على محمدى خراسانى

119

شرح مكاسب (فارسى)

3 - اين جواب منحصر به اخبارى است كه متضمّن داستان هاروت و ماروت‌اند و آن اينكه : اين اخبار حداكثر دلالت مىكنند كه در شرايع سابقه دفع سحر به سحر جايز بوده و به درد شريعت اسلام نمىخورند و مجوّزى براى ما مسلمانان درست نمىكنند . و اين حمل به مرحوم سيد محمد جواد جبل عاملى صاحب مفتاح الكرامة « 1 » نسبت داده شده . ] مرحوم شيخ مىفرمايد : و فيه نظر : [ وجه نظر شايد اين باشد كه اخبار مجوّزه كه منحصر به روايات هاروت و ماروت نبود ، روايات عيسى بن سقفى مربوط به مسلمان بود كه حضرت فرمود : حلّ و لا تعقد ، و شايد اين باشد كه بر فرض اخبار مربوط به شريعت سابقه باشد مىگوئيم : در شريعت ما نفيا و اثباتا حكم دفع سحر به سحر بيان نشده و اطلاقات هم كه بنا شد اينجا را نگيرد ، آنگاه شك مىكنيم كه آن حكم به جواز در شريعت سابقه الان هم باقى است يا نه ؟ استصحاب بقاء آن جارى مىشود و در رسائل خوانديم كه استصحاب مختص به احكام شرع اسلام نيست . ] قوله : ثم الظاهر : مطلب دوّم در رابطه با انواع تسخيرات است : تسخير در لغت به معناى استخدام و به خدمت گرفتن و گماردن است و يك اصل قرآنى است كه به قول قرآن : خداوند درياها - كشتىها - خورشيد و ماه - هر آنچه در آسمان و زمين است مسخّر انسان قرار داده است و براى نمونه يك آيه را مىآوريم . أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ « 2 » و كما اينكه خود انسانها مسخّر يكديگرند و بقول قرآن :

--> ( 1 ) مفتاح الكرامة ج 4 ص 73 . ( 2 ) سورهء لقمان ، آيهء 20 .