على محمدى خراسانى

117

شرح مكاسب (فارسى)

و شوهر و . . . ولى خداى در قرآن فرموده : اينان به احدى ضرر نمىرسانند مگر به اذن خداوند يعنى به علم الهى « 1 » [ يعنى خدا از كار آنها آگاه است و بدانند كه قيامت آنها را مؤاخذه خواهد كرد . ] از اين حديث هم استفاده مىشود كه سوء استفاده از سحر حرام است و گرنه بكارگيرى آن در جهات نافع و براى دفع شرّ ساحران بلامانع است . قوله : هذا كلّه : اين در حقيقت بيان دوّمى است كه قبلا وعده داديم : بيان اوّل : مسئله انصراف اطلاقات به صورت نبود غرض راجح شرعى بود ، بيان دوّم اينست كه : اخباريكه سحر را تحريم كرده‌اند ظهور دارند در اينكه : سحر حرام است براى كسى كه خوف از ضررش باشد يعنى مىترسيم كه با سحر به ديگران آسيب برساند و مايهء زحمت و ضرر ديگران باشد . و امّا كسى كه اطمينان به امين بودن او داريم و مىدانيم كه بىجهت از سحر استفاده نمىكند بلكه عند الضرورة و براى دفع سحر از او كمك مىگيرد اخبار حرمت شاملش نيست و به اصل جواز برمىگرديم . [ البته همانطورى كه ما در انصراف خدشه كرديم در اين ظهور هم مناقشه داريم و دليل بر آن نداريم ، پس اطلاقات محكّم است و نوبت به اصل جواز نمىرسد ، آرى اخبار منحصر به اين اطلاقات نيست و رواياتى هم داريم كه چهار نمونه‌اش ذكر شد . و دليل دوّم بر جواز دفع سحر به سحر بود كه آنها مقيدات بود و بايد مطلق و مقيّد را بگونه‌اى جمع كنيم و جمع به اينست كه سحر ابتدائى غير جايز ولى سحر دفاعى جايز است . ]

--> ( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 باب 25 من ابواب ما يكتسب به حديث 5 ، و آيهء شريفه هم در سورهء بقره آيه 102 مىباشد .