على محمدى خراسانى
116
شرح مكاسب (فارسى)
و شيوهء دفع آن را مىآموختند ، ابتدا اتمام حجت كرده و مىگفتند : ما آزمايش الهى هستيم و اين امر آزمايش الهى نسبت به شما است و مواظب باشيد كه در امتحان رفوزه نشويد بلكه سربلند از امتحان خارج شويد و مطيع حق باشيد . و با اين آموختهها سحر ساحران را از خود بر طرف كنيد . و ديگران را افسون نكنيد . مبادا با بكارگيرى سحر و با طلب اضرار به ديگران و دعوت مردمان بسوى خود و اينكه تو هم كارهاى خارقالعاده و معاذ الله كار خدائى مىكنى و . . . كافر گردى . تا اينجا كه امام فرمود : آن جمعيت از آن دو فرشته چيزهائى را كه به ضررشان بود و سودى به حال آنها نداشت فرامىگرفتند چون مكر بخرج داده و سحر و جادو را فرامىگرفتند تا ديگران را سحر كنند نه اينكه از خويشتن دفاع كنند و اين همان كارى است كه به دين آنها ضرر زده و سودى به حال دين آنها نداشت . « 1 » [ از اين فراز اخير به خوبى استفاده مىشود كه فراگيرى آن براى دفع سحر و يك امر راجح شرعى مانعى ندارد ولى سوء استفاده از سحر حرام است . ] حديث چهارم : روايت على بن محمد بن جهم از امام رضا عليه السّلام است : حضرت در حديثى فرمود : هاروت و ماروت [ كه در قرآن آمده ] دو فرشتهء الهى بودند كه به مردمان آن عصر سحر و جادو مىآموختند . و هدفشان اين بود كه مردم را مسلّح كنند تا از سحر و جادوى ساحران در امان بمانند و سحر آنها را ابطال كنند . و به احدى كلمهاى از سحر ياد نمىدادند مگر اينكه با آنها اتمام حجت نموده و مىفرمودند : ما براى شما فتنه و امتحان الهى هستيم ، مبادا از آموختهات سوء استفاده نموده و كافر شوى . ولى مع الاسف گروهى از آنان از اين آزمايش الهى سرافراز و مقبول بيرون نيامدند و پس از فراگيرى سحر شروع كردند به جادوگرى ، تفرقهاندازى ميان زن
--> ( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 106 باب 25 من ابواب ما يكتسب به حديث / 4 .