على محمدى خراسانى
109
شرح مكاسب (فارسى)
شاهد دوّم : شهادت مرحوم مجلسى و فاضل مقداد : اين دو بزرگوار نه تنها چهار قسم كلام ايضاح را از اقسام سحر دانستهاند بلكه ساير اقسام را هم سحر دانستند و شهادت دادند به سحريّت آنها و وقتى موضوع درست شد ، اطلاقات حرمت سحر هم پياده مىشود و بر حرمت تمام اين اقسام دلالت مىكند . قوله : لكن : از اينجا برمىگرديم و دو شاهد مذكور را ابطال مىكنيم : امّا روايت احتجاج : به نظر ما از نظر سند ضعيف السند است و ارزشى ندارد . و امّا شهادت مجلسى ( ره ) و فاضل مقداد ( ره ) : دو جواب دارد : 1 - شهادت مذكور حدسى است و به اجتهاد و استنباط آن دو و از روايات و غيره مستند است و شهادت كذائى ارزش ندارد بلكه بايد حسّى باشد كه خود در استعمالات اهل شرع ديده باشند و نديدهاند . 2 - شهادت مذكور معارض دارد و سه تن از فقهاء عظام بر خلاف آنها شهادت دادهاند : 1 - فخر الدين ( ره ) پس از ذكر چهار قسم سحر ، تصريح كرد به اينكه : علم خواص اشياء و علم حيل يعنى حيله و علاج امور به طرق فنّى از نصب پلها و سرعت سير و جرّ اثقال و . . . [ كه قبلا تفسير شد . ] از سحر خارج هستند و سحر بودن آنها را نفى كرد . 2 - جناب شهيد ثانى ره در مسالك و ديگران در كلماتشان در مقام تعريف سحر ، قيد اضرار را مدخليّت داده و فرمودند : سحر آن كارى است كه باعث احداث ضررى بر مسحور گردد . [ مفهوم اين تقييد آنست كه پس اگر احداث ضرر نباشد سحر نيست و سالبه به انتفاء موضوع است . ] 3 - جناب علّامه ( ره ) در تعريف سحر تصريح فرمود به اينكه : سحر آنست