على محمدى خراسانى

108

شرح مكاسب (فارسى)

را دفع كند و . . . ] و يا از يك سلسله ضررهاى اخروى جلوگيرى كند [ مثلا با طلسمى خود را از ارتكاب حرام باز دارد و . . . ] حال مرحوم شيخ مىفرمايد : اين قسم از سحر جايز است و سه دليل بر جواز مىآورند : 1 - للاصل : مراد همان اصالة الاباحة و الجواز فى كل شيىء است كه يك اصل عقلائى است . 2 - اصل صدق اسم سحر بر اين عمل ، مشكوك است و تا صدق اسم محرز نشود حكم به حرمت نمىشود . [ و علّت شك هم آنست كه شايد در صدق سحر ، اضرار به غير مدخليت داشته باشد و در اين قسم اضرارى نيست . ] 3 - به زودى خواهد آمد كه دفع السحر به چيزى كه سحر مسلّم باشد جايز است پس دفع السحر به چيزى كه سحر بودن آن مشكوك باشد به طريق اولى جايز است . قوله : و الّا : بعد سوّم : اگر سحر و جادو ، نه موجب اضرار باشد و نه موجب دفع ضرر ، به عبارت ديگر : نه ضارّ باشد و نه نافع ، باز از باب سحر بودن دليل بر حرمت آن نداريم [ چون شايد اضرار در مفهوم سحر دخيل باشد ] آرى از باب لهو بودن يا شعبده بودن شايد حرام باشد كه اين دو عنوان بعدا بحث خواهد شد . قوله : نعم : تا به حال فرمودند : در ساير انواع سحر تفصيل در كار است . حال مىفرمايد : دو شاهد داريم مبنى بر اينكه نبايد تفصيل داد بلكه بايد گفت سحر با همهء انواع هشتگانه‌اش حرام است : شاهد اوّل : روايت احتجاج طبرسى است كه قبلا از زبان مرحوم مجلسى در بحار آورديم ، و دلالت داشت بر حرمت آنچه كه در آن حديث مطرح بود .