على محمدى خراسانى

107

شرح مكاسب (فارسى)

كردى ، فرشتگان اخيار ، فرشتگان آسمان و زمين تو را لعن و نفرين مىكنند . سپس امام عليه السّلام فرمود : وقتى آن زن اين سخنان از رسول صلى اللّه عليه و آله بشنيد ، روزها را روزه مىگرفت ، شب‌ها را به شب زنده‌دارى مشغول بود ، موهاى سرش را تراشيده بود ، جامه‌اى از موى بز مىپوشيد [ و خلاصه خيلى بر خود سخت گرفته بود . ] رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اين عمل از آن زن پذيرفته نمىشود « 1 » [ و توبه‌اش مقبول نيست . چرا كه توبة كل شيئى بحسبه و توبهء سحر كردن باز كردن سحر و آزاد كردن مسحور است ، نه نماز و روزه و . . . ] قوله : بناء : در روايت كلمهء صنعت شيئا . . . بود و در آن دو احتمال وجود دارد : 1 - منظور اين باشد كه سحر و جادو كردم تا شوهر نرم شد . 2 - منظور اين باشد كه با دعا كردن ، نماز خواندن ، روزه گرفتن ، توسّلات و نذرها و . . . از خدا خواستم و خداى او را با من مهربان كرد . حال اگر دوّمى باشد كه آنهمه لعن و نفرين و . . . ندارد بلكه امرى مطلوب است پس مراد اوّلى است يعنى با سحر و جادو . . . و متبادر هم همين است . و مرحوم صدوق ره نيز از روايت همين را فهميده و لذا در باب عقاب سحر المرأة غير از حديث مذكور روايتى را نقل نكرده است . قوله : و امّا ما لا يضره : بعد دوّم : آندسته از سحر و جادوها كه موجب اضرار به ديگرى نيست بلكه مقصود از آن رفع ضرر سحر است . [ يعنى باز كردن يك گره - و حلّ سحر نه عقد آن ، مثلا كارى كند كه مرد را از بسته شدن نسبت به مجامعت با حليلهء خود آزاد كند . ] يا مقصود از آن ، جلوگيرى از يك سلسله ضررهاى دنيوى غير از ضرر سحر باشد . [ مثلا با برخى طلسمات جلو فقر و بيمارى را بگيرد ، ظلم ظالم

--> ( 1 ) من لا يحضره الفقيه ج 3 ص 445 حديث 4544 .