على محمدى خراسانى
83
شرح مكاسب (فارسى)
راه را براى قول به حرمت هموار سازد ، و مجموعا دو جواب مىدهند : جواب اوّل : در اينكه مورد سؤال در روايت چيست ؟ سه احتمال وجود دارد : 1 - سؤال از خصوص بيع و شراء غلاف شمشير باشد [ كه از جلد ميته است ] مستقلا يعنى تمام ثمن در برابر همين غلافها باشد ، بنابراين مىگوييم : على الفرض سكوت امام نشانهء رضا است و معنايش اينست كه خريد و فروش مذكور جايز است . طبق اين احتمال روايت دليل بر جواز مىشود . 2 - سؤال از مجموع سيف و غلاف آن باشد بگونهاى كه ثمن در مقابل مجموع آن دو واقع شود و بخش عمدهء آن در برابر سيف و مقدارى هم در مقابل غلاف باشد ، بنابراين احتمال هم ممكن است بگوييم : سكوت امام نشانه رضا است پس بيع جلد ميته درضمن و به ضميمهء سيف جايز است . باز روايت به درد جواز بيع مىخورد . 3 - ولى ممكن است سؤال سايل از خصوص ساختن شمشيرها و بيع و شراء آنها باشد بگونهاى كه كلّ ثمن در برابر خود سيف باشد و غلافها بالتبع داخل در مبيع باشند طبق اين احتمال بر فرض كه سكوت امام علامت رضا باشد امّا رضا به جواز ساختن و معاوضهء خود سيف است نه غلاف آنها تا دليل بر جواز بيع جلد ميته باشد . آرى حداكثر مىتوان گفت كه چون درضمن سؤال از غلاف كذايى هم سؤال شد و امام از آن هم سكوت كرده ، اين سكوت نشانهء رضايت امام ( ع ) به اصل انتفاع و استفاده كردن از جلود ميته است بهعنوان اينكه آن را غلاف شمشير درست كنند ولى جواز انتفاع منافاتى با حرمت بيع آن نداشته و ملازمهاى با جواز بيع آن ندارد و چنين نيست كه هرچيزى انتفاع به آن جايز بود بيعش هم جايز باشد .