على محمدى خراسانى

20

شرح مكاسب (فارسى)

اكتساب به آن نيز حرام است ، و مانند بيع خون ، خريد و فروش خوك ، معاوضه گوشت درندگان از انواع درندگان وحشى [ شير و پلنگ و . . . ] يا درندگان از پرندگان مثل عقاب ، كركس ، لاشخور و . . . همهء اينها بيع و شرائش حرام است . و مانند دادوستد پوست درندگان [ بقول مرحوم شهيدى : حرمة بيع الجلود مطلقا و ان كانت مذكاة مشكل بل ممنوع الّا ان يكون المراد بيعها بدون الاعلام على كونها جلود السباع حتى لا يستعملها المشترى فيما لا يجوز استعماله فيه كلبسه فى الصلاة . مثلا نظير النهى عن بيع الدهن المتنجس بدون اعلام تنجسه للمشترى لئلا ياكله . ] و مانند خريد و فروش خمر ، و اكتساب به هرآن چيزى كه وجهى از وجوه نجس و عينى از اعيان نجسه است [ مثل كلب و عذره و . . . ] تمام اينها خريد و فروشش حرام محرم است [ همان سه احتمال در حلال محلّل اينجا نيز مىآيد . ] و فلسفه حرمت معاوضهء اين امور آنست كه تمام اينها شرعا از منافع مقصوده‌اش نهى شده و نهى دالّ بر تحريم است و وقتى چيزى حرام شد ثمن آن هم حرام خواهد بود . حالا نهى از جهت اكلش باشد كالميته و لحم الخنزير و لحوم السباع و يا از جهت شربش باشد كالدم و الخمر ، و يا از ناحيهء لبس و پوشيدنش باشد كالجلود و يا از جهت تملكش باشد كالعمودين اگر بردهء غير باشند و يا از جهت امساك و نگهدارىاش باشد كالصليب و . . . و يا از جهت تقلبات و تصرفات در آن امور باشد كه هرنوع دخل و تصرفى و هرگونه استفاده‌اى از اينها حرام است . تا به حال دو ضابطه براى تجارت حرام گفته شد : 1 - كل امر يكون فيه الفساد . . . اى كل شيئ يقال له : فاسد بقول مطلق بدون