على محمدى خراسانى

12

شرح مكاسب (فارسى)

از ميان اين چهار معناى اخير بذهن تبادر مىكند و منظور روايت همين معنا است . يعنى دادوستدهاى سودآور كه از اين راه امرارمعاش كرده و در زندگى وسعتى ايجاد كند . ] 3 - از راه اجاره دادن و اجير شدن اخذ اجرت كند و امرارمعاش نمايد . 4 - از راه صناعات و ساختن و پرداختن به ابزار و آلات مورد نياز جامعه پولى و مالى بدست آورد و امرارمعاش كند و صنايع را بمردمان بياموزد و . . . ضمنا كلمهء معايش جمع معيشت و آن از مادّهء عيش و به معناى حيات و زندگى است اى ما يتوقف عليه حياة العباد و ما به قوامهم من المأكولات و المشروبات و الملبوسات و . . . آنگاه طبق نسخ ديگر روايت مثل نسخهء بحار ، سايل مجددا سؤال كرد : آيا تمام اين راههاى چهارگانه به صورت كلى شرعا حلال است و بندگان مجازند كه از هريك از اين راهها امرارمعاش نموده و به هرنحوى از اين انحاء اكتساب و اخذ اجرت نمايند ؟ يا تمام اين راهها حرام و به روى مردم بسته شده و كسى حق ندارد از اين راهها كسب معيشت و درآمد بكند ؟ و يا برخى از اين طرق اربعه حلال و اكتساب از آن طريق بلامانع و برخى حرام و اكتساب از آن ممنوع است ؟ امام ( ع ) فرمود : نه شق اول صحيح است و نه شق ثانى و نه بخش سوم [ تا اينجا در نسخه مكاسب نيامده بود ولى ما به جهت تكميل بيان كرديم ] بلكه شقّ چهارمى در كار است و آن اينكه : هريك از اين راههاى چهارگانه داراى دو بعد و دو جنبه است و هركدام بخش حرامى دارد و بخش حلالى [ يعنى مثلا اكتساب از طريق ولايت دو بخش دارد در بخشى از آن ، اكتساب از اين راه حرام است و در بخش ديگر حلال و هكذا . . . ] و خداوند بر بندگان فرض و واجب فرموده كه براى كسب معيشت و