سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

330

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

فَوْقَ الْجِنازَةِ قَدْ افتاده و شمشير سر مبارك او را شكافته ، و برخى پس از شهادت بر روى جنازهء كفنش شُكَّتْ أَكْفانُهُ بِالسِّهامِ ، وَقَتيلٍ بِالْعَراءِ قَدْ رُفِعَ فَوْقَ بر اثر تيرها سوراخ سوراخ گشته ، و برخى در بيابان كربلا كشته شده و سر مقدّس او بالاى الْقَناةِ رَأْسُهُ ، وَمُكَبَّلٍ فِي السِّجْنِ قَدْ رُضَّتْ بِالْحَديدِ نيزه رفته ، و برخى در زندان به بند كشيده شده و اعضاء بدنش بر اثر غل و زنجير آهنين كوبيده أَعْضائُهُ ، وَمَسْمُومٍ قَدْ قُطِّعَتْ بِجَرْعِ السَّمِّ أَمْعائُهُ ، شده ، و برخى مسموم گشته و با آشاميدن زهر همهء اندرونش پاره پاره شده است ، وَشَمْلِكُمْ عَباديدَ تُفْنيهِمُ الْعَبيدُ وَأَبْناءُ الْعَبيدِ . فَهَلِ و جماعت شما را بندگانى قرار دادند كه نابود مىكنند آن‌ها را بندگان و فرزندان بندگان . پس الْمِحَنُ يا سادَتي إِلَّا الَّتي لَزِمَتْكُمْ ، وَالْمَصائِبُ إِلَّا اى سروران من ؛ آيا محنت و غمى هست جز آنچه به شما همواره پيوست ؟ و گرفتارى و مصيبتى الَّتي عَمَّتْكُمْ ، وَالْفَجايِعُ إِلَّا الَّتي خَصَّتْكُمْ ، وَالْقَوارِعُ هست جز آنچه شما را فرا گرفت ؟ و بلايى هست جز آنچه به شما اختصاص يافت ؟ و حادثهء ناگوارى إِلَّا الَّتي طَرَقَتْكُمْ ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَعَلى أَرْواحِكُمْ هست جز آنچه بر شما وارد شد ؟ درود خدا بر شما و بر جسم و جان وَأَجْسادِكُمْ ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ . پاك شما ، و رحمت خدا و بركات او بر شما باد . سپس آن را ببوس و بگو : بِأَبي وَامّي يا آلَ الْمُصْطَفى ، پدر و مادرم فداى شما اى خاندان پيامبر ؛ إِنَّا لانَمْلِكُ إِلّا أَنْ نَطُوفَ حَوْلَ مَشاهِدِكُمْ ، وَنُعَزِّيَ ما جز اينكه گرد مزار شما طواف كنيم و فيها أَرْواحَكُمْ ، عَلى هذِهِ الْمَصائِبِ الْعَظيمَةِ الْحالَّةِ ارواح پاك شما را بر اين مصيبت‌هاى بزرگى كه به ساحت مقدّس شما وارد شده بِفِنائِكُمْ وَالرَّزايَا الْجَليلَةِ النَّازِلَةِ بِساحَتِكُمُ الَّتي و رنج‌ها و گرفتارىهاى بزرگى كه به شما رسيده ، أَثْبَتَتْ في قُلُوبِ شيعَتِكُمُ الْقُرُوحَ ، وَأَوْرَثَتْ أَكْبادَهُمُ و در دل‌هاى شيعيان‌تان زخم ايجاد كرده ، و جگرهاى ايشان را الْجُرُوحَ ، وَزَرَعَتْ في صُدُورِهِمُ الْغُصَصَ . فَنَحْنُ مجروح نموده و در سينه‌هاىشان بذر غم و غصّه افشانده تسليت دهيم توانائى نداريم . ما نُشْهِدُ