سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)
292
منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)
وِلايَتِكُمْ ، حقّ شما را انكار نموده ، و از ولايت و سرپرستى شما خارج گشته ، وَالْغاصِبينَ لِإِرْثِكُمْ ، الشَّاكّينَ فيكُمْ ، الْمُنْحَرِفينَ و ارث شما را غصب كرده ، دربارهء مقامات شما دچار ترديدند ، و از شما منحرف عَنْكُمْ ، وَمِنْ كُلِّ وَليجَةٍ دُونَكُمْ ، وَكُلِّ مُطاعٍ سِواكُمْ ، گرديدهاند و از هر دستآويزى غير شما ، و هر فرمانروائى جز شما ، وَمِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذينَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ . فَثَبَّتَنِيَ اللَّهُ أَبَداً و از پيشوايانى كه به سوى آتش مىخوانند . خداوند مرا ما حَييتُ عَلى مُوالاتِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَدينِكُمْ ، وَوَفَّقَني تا زندهام بر ولايت و دوستى و دين شما ثابت بدارد ، لِطاعَتِكُمْ ، وَرَزَقَني شَفاعَتَكُمْ ، وَجَعَلَني مِنْ خِيارِ و براى فرمانبردارى شما توفيق دهد ، و شفاعت شما را روزىام گرداند ، و از بهترين مَواليكُمْ ، التَّابِعينَ لِما دَعَوْتُمْ إِلَيْهِ ، وَجَعَلَني مِمَّنْ ارادتمندان شما قرار دهد كه به آنچه دعوت كردهايد متابعت و پيروى مىكنند ، و مرا از كسانى قرار يَقْتَصُّ آثارَكُمْ ، وَيَسْلُكُ سَبيلَكُمْ ، وَيَهْتَدي بِهُديكُمْ ، دهد كه در پى آثار شما و روايتكنندهء آن است ، و راه شما را مىپيمايد ، و به راه شما راه يافته ، وَيُحْشَرُ في زُمْرَتِكُمْ ، وَيَكِرُّ في رَجْعَتِكُمْ ، وَيُمَلَّكُ و در زمرهء شما محشور مىشود ، و در رجعت شما بازمىگردد ، و في دَوْلَتِكُمْ ، وَيُشَرَّفُ في عافِيَتِكُمْ ، وَيُمَكَّنُ في در دولت شما حاكميّتى پيدا مىكند ، و در عافيت شما شرافت مىيابد ، و در دوران أَيَّامِكُمْ ، وَتَقِرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ . بِأَبي أَنْتُمْ وَامّي شما به او تمكّن و قدرت داده مىشود ، و فردا چشمش به ديدار شما روشن مىگردد . پدرم ، مادرم ، وَنَفْسي وَأَهْلي وَمالي ، مَنْ أَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِكُمْ ، وَمَنْ جانم ، اهل و عيالم ، مال و دارائيم فداى شما ، كسى كه خدا را اراده كند به شما ابتدا كرده ، و كسى كه وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ ، وَمَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ . مَوالِيَّ لا خدا را به يكتائى توصيف كند از شما پذيرفته ، و كسى كه آهنگ او كند به سوى شما روى آورد . سروران من ؛ احْصي ثَنائَكُمْ ، وَلا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ ، وَمِنَ ثناى شما را نمىتوانم شماره كنم ، و به حقيقت و غايت مدح شما هرگز نمىرسم ، و از الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ ، وَأَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيارِ ، وَهُداةُ الْأَبْرارِ ، توصيف قدر و منزلت شما ناتوانم ، و شما روشنىبخش خوبان ، و باعث هدايت نيكوكاران ،