الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

94

تفسير تطبيقى (فارسى)

پس از وفات حضرت خبر داده است . افزون بر آن ، هرگز راويان اين اخبار از نسخ آنها سخنى نگفته‌اند و در متن اين اخبار نيز نشانى از نسخ نيست . « 1 » پندار تحريف و حجّيّت ظواهر قرآن گفتيم مفسّر بايد به مصونيت قرآن از تحريف به عنوان يكى از پيش فرضهاى تفسير باور داشته باشد چون با احتمال تحريف و از دست رفتن يا دگرگون شدن آيات ، ظواهر قرآن در رساندن مراد و مقصود خداوند متعال دچار آسيب شده ، مفسر را به مراد واقعى خداوند نمىرساند در برابر اين ديدگاه گروهى از مفسران ( و ديگران ) قرار دارند كه مىگويند : بر فرض احتمال تحريف ، ظواهر قرآن بر حجيتشان باقى است و خللى به آنها وارد نمىشود ؛ چون در برابر اخبار تحريف نما اخبارى بىشمار بر وجوب پيروى از همين قرآن و پذيرش احكام آن ، در دست ماست و وجه جمع اين اخبار با اخبار تحريف‌نما - در صورت صحت - اين است : اگر تحريف به زيادى و نقصان در قرآن رخ داده باشد ، مخلّ به مقصود باقى مانده قرآن نيست و إلّا معصومان ما را به پيروى از همين قرآن فرا نمىخواندند . « 2 » برخى از فقها بر اين استدلال چنين افزوده‌اند : اگر فرض كنيم در قرآن بر اثر تحريف رخنه‌اى باشد چون علم ما به صورت اجمالى است و يقين نداريم اين رخنه

--> ( 1 ) . براى توضيح بيشتر درباره نظريه نسخ التلاوة و كاستىهاى آن ر . ك : ابو القاسم خويى ، البيان ، ص 27 - 206 ؛ فتح اللّه نجارزادگان ( محمدى ) ، سلامة القرآن من التحريف ، ص 209 - 220 . برخى از اهل سنت خواسته‌اند نظريه نسخ التلاوة را امرى مشترك بين اهل سنت و شيعه ، قلمداد كنند ، و گفته‌اند : شيخ طوسى ، سيد مرتضى علم الهدى و شيخ طبرسى در زمره كسانى هستند كه اين نظريه را پذيرفته‌اند . ر . ك : ناصر قفارى ، اصول مذهب الشيعة الإمامية الاثنى عشرية ، 1021 ، 1022 . ولى اين ادعا درست نيست چون با مراجعه به متن ، عبارات آنان روشن مىشود كه برخى از آنان مرادشان امكان نسخ التلاوة در مقام ثبوت در برابر امتناع آن است ليكن وقوع آن را منكرند . مانند سيد مرتضى ر . ك : سيد مرتضى علم الهدى ، الذريعة الى اصول الشيعة ، ج 1 ، ص 429 ، شيخ طوسى و طبرسى نيز تنها نسخ التلاوة دون الحكم را در يك مورد ( آيه رجم ) پذيرفته‌اند . ر . ك : ابو جعفر طوسى ، التبيان في تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 13 ، 398 ؛ طبرسى ، فضل ، مجمع البيان في علوم القرآن ، ج 1 ، ص 180 . ( 2 ) . ملا محسن فيض كاشانى ، تفسير الصافى ، ج 1 ، ص 46 ، جنابذى ، بيان السعادة ، ج 1 ، ص 20