الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

400

تفسير تطبيقى (فارسى)

« تنزيه صحابه » كه از نظر اهل سنت از قرآن نشأت گرفته را به چالش جدى مىخواند . خامسا : بر اساس اين نظريه هيچ‌كس با مرتبه صحابه قابل مقايسه نخواهد بود بنابراين ، اهل سنت ناگزيرند آيات و رواياتى كه دلالت بر شرافت و برترى افرادى بر صحابه دارد را توجيه كنند مانند آيه : فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ « 1 » و يا روايات ( فراوان و صحيح السند ) مانند قول رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مىفرمايد : « وددت أنّا قد رأينا إخواننا ! قالوا يا رسول اللّه ألسنا بإخوانك ؟ قال : بل أنتم أصحابى ! و إخوانى الّذين لم يأتوا بعد و . . . » . « 2 » شناخت نقاط اشتراك و افتراق فريقين در تفسير آيات از ديدگاه مفسران شيعى رضايت خدا از اصحاب بيعة الرضوان مقيد به وقت بيعت است و از آن نمىتوان امتداد رضايت را براى هميشه استفاده كرد « 3 » چون : اوّلا : ادامه آيه نشان مىدهد اين رضايت به دليل بيعت بوده است ( چون كلمه « اذ » در آيه مسبّبه است به معناى لأنّهم بايعوا تحت الشجرة ) و مقيّد به وفاى به اين بيعت خاص است . ثانيا : قطعا در اين بيعت منافقانى بوده‌اند كه با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيعت كرده‌اند . و ثالثا : افرادى مانند طلحه و زبير كه در اين بيعت شركت داشتند با خروج بر امام على از ايمان بيرون رفته دچار فسق شدند ( اين ديدگاه تمام معتزله و افرادى شبيه آنان است ) . رابعا : رضايت خدا از صفات فعل خداوند است نه از صفات ذات كه قابل تغيير نباشد ، بنابراين هركس خدا را اطاعت كند خدا از او خشنود و اگر معصيت كند ، ناخشنود

--> ( 1 ) . مائده ، 54 ( 2 ) . به طور نمونه ، ر . ك : ابن حنبل ، مسند ، ج 13 ، ص 373 ، رقم 7993 و 12579 ، محققان مسند ، به روايات ديگر و مصادر آنها در اين باره اشاره كردند و توجيه برخى از اهل سنت را نيز درباره اين احاديث آورده‌اند . ( 3 ) . ر . ك : التبيان ، ج 9 ، ص 328 ، 329 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 192 ؛ حويزى ، نور الثقلين ، ج 5 ، 62 ؛ الميزان ، ج 18 ، ص 284 ، 285 ، 292 .