الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
31
تفسير تطبيقى (فارسى)
چگونه ممكن است قرآن نيازهاى آدميان را در اين زمينهها برآورد اما راه درك و فهم آن بسته و نيازمند به منبع ديگرى باشد ؟ علّامه در الميزان مىگويد : . . . چگونه ممكن است قرآن هدايتكننده ، روشنگر ، جداكننده [ حق و باطل ] و نور مبين براى مردم ، در تمام نيازهايشان باشد ولى آنان را در برآوردن اين نيازها كفايت نكند و وابسته به امرى ديگر باشد . « 1 » آيهاى كه آيات قرآن را به محكم و متشابه تقسيم مىكند « 2 » نيز رهنمونى است به اين مطلب كه حد اقل بخشى از آيات ( محكمات ) بدون وابستگى به هر نوع منبعى قابل فهم است چه آنكه آياتى هم كه ضمانت مصونيت قرآن را بر عهده گرفته « 3 » نشان مىدهد اين كتاب براى هميشه دست نخورده باقى است تا بشريت ( با فراهم آوردن مقدمات لازم ) با عرضه خواستهها و نيازهاى فكرى خود به آن ، پاسخهاى درخور را بيابد . از جانب دانشمندان به اين آيات و نيز آياتى ديگر در اين زمينه استناد شده كه به خاطر رعايت اختصار از ذكرشان خوددارى مىشود . « 4 » در جنب آيات قرآن به رواياتى متعدد نيز مىتوان استناد كرد ؛ از اين روايات به خوبى امكان فهم و جواز تفسير قرآن استفاده شده در عين حال حد و حدود نهى از تفسير نيز روشن مىشود اين روايات در چند دسته بدين شرحند : الف ) احاديث عرض احاديث عرض به رواياتى گفته مىشود كه در آنها قرآن معيار و ميزان ردّ و پذيرش احاديث ( و هر نوع معرفت دينى ) معرفى شده است اين روايات در كتابهاى معتبر شيعى « 5 » و نيز در برخى از مصادر اهل سنت « 6 » وارد شده است به طور نمونه حديثى كه مىگويد :
--> ( 1 ) . محمّد حسين طباطبايى ، الميزان ، ج 1 ، ص 11 ( 2 ) . آل عمران ، 7 ( 3 ) . مانند : آيه نهم از سوره حجر . ( 4 ) . ر . ك : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 12 ؛ جامع البيان ، ج 1 ، ص 39 ؛ مقدمة جامع التفاسير ، ص 93 ؛ اسماعيل ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم ، ج 1 ، ص 6 ؛ ابن عطيه ، المحرر الوجيز ، ج 1 ، ص 13 ، 14 و . . . ( 5 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 69 ، ح 1 - 4 ؛ تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 82 - 84 ، ح 1 - 7 ؛ نهج البلاغه ، ح 53 . ( 6 ) . كنز العمال ، ج 1 ، ص 179 ، ح 907 ؛ عبد اللّه ، دارمى ، سنن ، ج 1 ، باب تأويل حديث رسول اللّه ، ص 146