الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
229
تفسير تطبيقى (فارسى)
رضايت خدا را در زندگى داشته باشند ، صلاحيت نجات و ورود به بهشت دارند چون رضا و سخط جزو صفات فعلى خدا ( در برابر صفات ذاتى ) است ممكن است خداوند از بندهاى بر اثر كارى راضى و خشنود شود ( مانند اينكه بندهاى به سپاه اسلام براى جنگ با كفار بپيوندد ) ولى از كار ديگر اين بنده ناراضى گردد ( همان اينكه همان بنده از جنگ بگريزد ) ازاينرو هر كدام از اصحاب بيعت رضوان نيز كه بيعت شكستند و فتنه بپاكردند ، خشنودى خدا را از دست دادهاند . بيهقى پس از نقل ماجراى طلحه در روز جمل از قول امام على عليه السّلام چنين نقل مىكند : . . . صدق اللّه و رسوله أبى اللّه أن يدخل الجنة إلّا و بيعتي في عنقه ، خدا و رسولش درست گفتند ، خداوند هيچكس را به بهشت نمىبرد جز آنكه بيعت با من در گردن او باشد [ و بيعتشكنى نكرده باشد ] . « 1 » افزون بر آن روايات متعددى كه در صحيحين نقل شده از فتنهگرى و ارتداد گروهى از صحابه پس از وفات رسول خدا و دخول آنان به دوزخ خبر مىدهد ، « 2 » آيا از اين روايات بايد چشم پوشيد و بر خلاف تعاليم قرآن ، همينكه انسانى نام صحابى دارد و يا جزو اصحاب شجره باشد ، جملگى آنان را اهل نجات و بهشت بدانيم ؟ ! خامسا : پيروزى اصحاب معاويه و كشورگشايىهاى آنان دليل بر حقانيت حكومت آنان نيست چه بسيار حاكمان غير مسلمان كه كشور گشودند و به پيروزى نايل شدند . تا اينجا بررسى مناقشهها درباره احاديث و اسناد گزارش حادثه غدير و پيوند آن با آيه تبليغ بود .
--> ( 1 ) . احمد بيهقى ، الاعتقاد ، ص 217 ، رسول خدا نيز طبق روايت بخارى و مسلم در خطبه حجة الوداع مىفرمايد : « . . . پس از من به كفر بر نگرديد و ديگر را گردن نزنيد . . . » اين هشدارى است به اصحاب خود كه احتمال ارتداد و فتنهگرى در آنها مىرفت و همينگونه هم شد . ر . ك : اسماعيل ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم ، ج 2 ، ص 77 ، 78 . ( 2 ) . ر . ك : محمد بخارى ، صحيح ، كتاب الدعوات ، باب الغنى ، غنى النفس ، ج 8 ، ص 138 و باب في الحوض ، ص 148 - 152 .