الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

223

تفسير تطبيقى (فارسى)

به هر حال هيچ‌كس از علماى حديث در كتابهايى كه نگاشته‌اند و مورد رجوع مردم است از صحاح و سنن و مسانيد و كتابهاى ديگر چنين احاديثى را نقل نكرده‌اند چون كذب اين نوع احاديث براى هركس كه كمترين آگاهى به حديث داشته باشد ، پنهان نيست . . . « 1 » البته ادعاى علّامه حلّى مبنى بر اتفاق همگان در مورد نزول آيه تبليغ درباره على عليه السّلام قابل اثبات نيست ( هر چند در اين باره احاديث از صحابه و تابعين بسيار است ) و اقوال و احاديثى ديگر در اين زمينه مطرحند كه پيش از اين ملاحظه كرديد لكن ادعاهاى ابن تيميه هم چيزى جز تعصب و اتهام و ويران‌گرى شخصيتهايى همچون ابو نعيم ، ثعلبى و . . . نيست چون : اولا : تظافر طرق و تعدد أسانيد و نيز موافقت مضامين اين احاديث با آيه تبليغ ، راه اين نوع اتهامات را مىبندد و ضعف احتمالى در اسانيد روايات را جبران مىكند . ثانيا : ابن تيميه گمان كرده تنها ابو نعيم و ثعلبى اين احاديث را آورده‌اند در حالى كه تعداد محدثان اهل سنت كه اين حديث را نقل كرده‌اند ، فراوانند . اسامى برخى از آنها را پيش از اين آورديم . ثالثا : اگر از نظر ابن تيميه مرجع شناخت احاديث درست از جعلى امثال ابى حاتم مىباشند فرزند ابى حاتم حديث مورد نزول آيه را درباره امام على با سند پدرش از ابو سعيد خدرى صحابى نقل كرده است ، « 2 » پس چگونه است كه ابن تيميه مىگويد : افرادى مانند ابى حاتم هرگز اين احاديث جعلى را نقل نمىكنند و يا چنين حكم كند : « كذب اين نوع احاديث براى هركس كه كمترين آگاهى به حديث دارد ، پنهان نيست » .

--> ( 1 ) . احمد ابن تيميه ، منهاج السنة ، ج 2 ، ص 9 - 13 ( 2 ) . تمام رجال در سند حديث ابن ابى حاتم مورد موثوق‌اند و يا صدوق شمرده شده‌اند ر . ك : رازى ، ابن ابى حاتم ، تفسير القرآن العظيم ، ج 4 ، ص 1172 ، 6609 جز « علىّ بن عابس » كه برخى از رجال‌شناسان وى را تضعيف كرده‌اند و برخى ديگر مىگويند « با آنكه ضعيف است حديثش نگاشته مىشود » ر . ك : يوسف مزّى ، تهذيب الكمال ، ج 20 ، ص 503 ، 504 رقم 4093 البته چون راوى - اسماعيل بن زكريا - و مروى عنه - أعمش - از علىّ بن عابس افرادى معتبرند ، اين ضعف جبران مىشود .