الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
224
تفسير تطبيقى (فارسى)
رابعا : رأى ابن تيميه درباره ابو نعيم و ثعلبى و ديگران كه مىگويد : آنان به صحت تمام احاديثى كه در كتابش آورده باور نداشته بلكه باور به ضعف آنها دارند ، اتهامى بيش نيست « 1 » و دليلى هم بر آن اقامه نكرده است ، ابو نعيم و ديگران چه انگيزهاى براى نقل احاديث ضعيف با باور به ضعف آنها ، درباره موضوعى با اين اهميت مىتوانند داشته باشند ، ابن تيميه بايد به آن اتهام و اين پرسش پاسخ دهد . ابن تيميه چنين پنداشته كه دست علّامه حلّى از روايات با اسانيد صحيح در منابع شيعى كوتاه است و ناگزير به روايت اهل سنت رو آورده است ازاينرو شيعه را متهم به دروغگويى مىكند و مىگويد : « معيار ردّ و قبول روايات نزد شيعه تنها موافقت و مخالفت مدلول روايات با مذهب آنان است » « 2 » غافل از اينكه در مصادر شيعى رواياتى با سندهاى صحيح در اين زمينه هست و اگر امثال علّامه حلّى تنها به روايات اهل سنت در اين باره اكتفا مىكنند تنها براى اتمام حجت و الزام مخالف است . ب ) نزول آيه مذكور پيش از حجة الوداع در اين زمينه نيز ابن تيميه مىگويد : اهل علم بدون هيچ اختلافى بر اين باورند كه اين آيه از جمله آياتى است كه در اوايل هجرت پيامبر به مدينه و با فاصله زمانى بسيار پيش از حجة الوداع نازل شده ( هر چند اين آيه در سوره مائده است ) چون آيه درباره ابلاغ حكم رجم و يا درباره حكم قصاص كه از ناحيه يهوديان استفتا شده مىباشد و هر دو ماجرا در همان اوايل هجرت و پيش از فتح مكه اتفاق افتاده است . « 3 » پيش از اين در بررسى ديدگاههاى اهل سنت ملاحظه كرديد اين قول كه گفته مىشود : آيه مذكور درباره بيان حكم رجم و قصاص نازل شده ضعفهاى جدى دارد و كسى هم ، طرفدار آن نيست جز نسبتى كه فخر رازى و عينى به برخى دادهاند و از آن با تعبير
--> ( 1 ) . ابن خلكان درباره ثعلبى مىنويسد : « كان اوحد زمانه في علم التفسير » وى در دانش تفسير يگانه زمان خود بود ، ر . ك : وفيات الأعيان ، ج 1 ، ص 22 و در ذيل تاريخ نيشابورى مىگويد : « هو صحيح النقل ، موثوق به » ثعلبى در نقل راستگو و مورد وثوق و اطمينان است . ( 2 ) . منهاج السنة ، ج 2 ، ص 10 ، 11 ( 3 ) . منهاج السنة ، ج 2 ، ص 84