الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

185

تفسير تطبيقى (فارسى)

كه احكام نماز و زكات و روزه و حج را تفسير مىكند چون اين فرمان رسيد ، حضرت دلتنگ شد و نگران بود نكند مردم از دينشان برگردند و ايشان را تكذيب كنند حضرت به پروردگارش رجوع كرد [ و چاره خواست ] پس خداوند چنين وحى فرستاد : « اى رسول آنچه بر تو نازل شده ابلاغ كن . . . » پس حضرت به فرمان خدا ، امر ولايت را آشكار ساخت . . . « 1 » همين مضمون نيز از قول ابن عباس در مصادر فريقين يافت مىشود وى مىگويد : « قال نزلت الآية في علي كرّم اللّه وجهه حيث امر سبحانه أن يخبر الناس بولاية فتخوف رسول اللّه أن يقولوا حابى ابن عمه و أن يطعنوا في ذلك فأوحى اللّه تعالى إليه هذه الآية فقام بولايته يوم غدير خم و أخذ بيده فقال : من كنت مولاه فعليّ مولاه و . . . » ؛ چون اين آيه درباره على نازل شده كه در آن خداى سبحان دستور داده بود به مردم ولايت را اعلان كند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نگران بود آنان [ منافقان و بيماردلان ] بگويند ، وى اين مقام را از ناحيه خود به پسر عمويش بخشيد و در اين باره طعنه زنند پس خداوند اين آيه را بر پيامبر وحى كرد پس حضرت براى ابلاغ ولايت امام على در روز غدير خم برخاست و دست وى را گرفت و فرمود : « هركس من مولاى اويم پس على مولاى اوست » . « 2 » اين حديث از طريق ابن عباس اسانيد گوناگونى دارد ، ابن طاووس به برخى از آنها اشاره كرده است . « 3 »

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 289 ، ح 4 و ص 292 - 295 ، ح 2 و نيز ر . ك : تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 64 ، 1315 . ( 2 ) . ر . ك : شواهد التنزيل ، ص 255 ، ح 249 ؛ روح المعانى ، ج 4 ، ص 282 ؛ ترتيب الأمالى ، ج 4 ، 141 ، ح 1699 . ( 3 ) . ابن طاووس آن را از محمد بن اسحاق بن ابراهيم از ابن عباس چنين نقل مىكند : « لما أمر اللّه نبيّه صلى اللّه عليه و سلم بأن يقوم بغدير خم فيقول في علي ما قال ، قال : « أيّ ربّ إنّ قريشا حديثوا عهد بالجاهلية و متى أفعل هذا يقولوا فعل بابن عمه كذا و كذا فلما قضى حجّه رجع إليه جبرائيل عليه السّلام فقال : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ . . . ، . . . چون خداوند به پيامبرش دستور داد در غدير خم آنچه درباره على است بگويد ، پيامبر به خدا عرض كرد : پروردگار من ، قريش به زمان جاهليت نزديكند و اگر به اين كار اقدام كنم مىگويند درباره پسر عموى خود ، چنين مىكند ، پس چون