الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

151

تفسير تطبيقى (فارسى)

بيشترى دارند به همين روى عمر خبر عبد الرحمن را بدون شاهد مىپذيرد ! . « 1 » رابعا : هر چه را صحابه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مىكنند ، از شخص پيامبر نشنيده‌اند از براء بن عازب صحابى با سند صحيح چنين نقل شده است : ما كلّ ما نحدّثكم عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلم سمعناه من رسول اللّه صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم و لكن سمعناه و حدثنا أصحابنا و لكنّا لا نكذب » . « 2 » خامسا : خود صحابه يكديگر را نقد و تخطئه مىكردند به طور نمونه عايشه درباره حديث عمر و ابن عمر كه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين نقل مىكنند : « مرده با گريه اهلش ، زجر مىكشد » مىگويد : شما حديث مىگوييد بدون دروغ ، لكن گوش خطا مىكند ، به خدا سوگند رسول خدا صلى اللّه عليه [ و آله ] چنين حديثى ندارد . « 3 » اين ادلّه و قرائن نشان مىدهد حديثى كه از صحابى درباره تفسير قرآن ( يا غير تفسير ) نقل مىشود بايد مانند ساير احاديث مورد نقد سندى و دلالى قرار گيرد . و صرف نقل قول از صحابى ، اعتبارى به روايت نمىبخشد جز آنكه خبرى متواتر يا محفوف به قرينه قطعيه باشد در اين صورت بيانى براى آيات قرآن محسوب مىشود . افزون بر اين ، در مقام اثبات نيز روايات تفسيرى صحابه و ديگران ( مانند تابعين و . . . ) با دشواريهايى روبه‌روست ، از جمله منع نگارش و حتى نشر حديث كه حدود يك قرن و نيم در بين اهل سنت به طول انجاميد و به طور طبيعى موجب بروز تغيير و تبديل در متن احاديث شد . « 4 » باز وضع و جعل احاديث و نسبت دادن آنها به صحابه كه به اعتراف اهل سنت موجب وجود روايات جعلى بيشمار در تفسير قرآن شده است « 5 » به

--> ( 1 ) . همان ، ص 73 ( 2 ) . احمد بن حنبل ، العلل و معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 410 ، رقم 2835 ( 3 ) . اضواء على السنة المحمدية ، ص 76 ( 4 ) . ر . ك : محمد رضا جلالى ، تدوين السنة الشريفة ، ص 481 - 549 ؛ على شهرستانى ، منع تدوين الحديث ، 504 ، 505 . ( 5 ) . ر . ك : محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 273 وى مىنويسد : « و لا يغتر بكل ما