السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

66

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

ولى عرب فصيح و بليغ آن روز وقتى در برابر قرآن قرار گرفت و در فصاحت و بلاغت آيات قرآن دقت و تفكر كرد ، هر چه زودتر به معجزه بودن آن اذعان نمود و به اين حقيقت پى برد كه مبارزه با قرآن با شكست قطعى مواجه خواهد شد و جز تسليم و سر فرودآوردن در برابر حق و اظهار عجز و ناتوانى در برابر قرآن چاره و راه ديگر ندارد . روى همان اذعان و يقين بود كه عده‌اى از آنان وحى بودن قرآن را پذيرفته ، نبوت پيامبر اسلام را تصديق نمودند و در برابر دعوت قرآن سر تسليم فرودآورده ، با تشرف به دين اسلام به سعادت ابدى نائل گرديدند ولى گروه ديگرى راه عناد و لجاجت در پيش گرفته ، مبارزه با شمشير را بر مبارزه با سخن ترجيح دادند و به جاى معارضه با بيان ، معارضه با نيزه و سنان را انتخاب نمودند . اين عجز و درماندگى ، خود بزرگ‌ترين دليل و روشن‌ترين گواه بر وحى بودن قرآن مىباشد و ثابت مىكند كه آوردن كتابى مثل قرآن از دايره قدرت بشر بيرون و از حد امكان او خارج است . يك اشكال و سه پاسخ بعضى از مردم بىاطلاع ادعا نموده‌اند كه عرب آن زمان ، گفتارى مانند قرآن را آورده و با آن به مقام معارضه بر آمده است ، منتهى در اثر مرور زمان و طول مدت ، اين معارضه از بين رفته و براى ما مخفى مانده است . ( 1 ) - اين گفتار از جهات مختلفى ، سست و غير قابل قبول مىباشد زيرا : 1 - اگر چنين مبارزه و پيروزى واقعيت داشت ، حتما اعراب ، اين جريان را در مجالس خود بازگو مىنمودند ، در هر كوچه و برزن و در مراسم رسمى شايع و اعلام مىساختند و دشمنان اسلام كه مىخواستند از هر فرصتى استفاده كنند ، اين معارضه و پيروزى را تبليغ نموده ، از وجود آن براى پيشبرد مقاصد خويش بهره‌بردارى مىكردند و به صورت يك حربه سنگين و كوبنده‌اى ، محفوظ داشته ، بر عليه دشمن خويش به كار مىبردند و گذشتگان ، آن را در كتاب‌هاى تاريخ نقل و براى هميشه ضبط مىنمودند ، در صورتى كه از اين معارضه در هيچ كتاب تاريخ و ادب نامى به ميان نيامده ، اثرى از آن ديده نشده است . 2 - از طرف ديگر تحدى قرآن مجيد و مبارزه خواستن آن منحصر به يك عده و يا تنها اعراب نبود ، بلكه قرآن تمام جوامع بشرى را در تمام اعصار و قرون به مبارزه فراخوانده ، تمام انس و جن را به معارضه دعوت مىكند . در اين مقام چنين مىگويد :