السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
640
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
اهل البلد » و يا « اكرم جميع اهل البلد غير الفاسقين » در اين دو جمله مىبينيم كه كلمهء « غير » به صورت وصف از « اهل بلد » به كار رفته است . ضالّين : عطف است بر جمله « غير المغضوب عليهم » و كلمه « لا » كه بعد از كلمه « غير » بر سر « ضالّين » آمده است براى تأكيد نفى مىباشد تا تصور نشود كه ملاك خروج و استثنا از شمول نعمت و رحمت پروردگار مجموعه مغضوبيت و ضلالت نيست بلكه هر كدام از آنها عامل خروج و ملاك استثنا مىباشند به همين جهت در اين آيه شريفه با تكرار كلمه « غير » و « لا » هر كدام از اين دو گروه به طور مستقل مورد نفى و استثنا از گروه « انعمت عليهم » قرار گرفته است زيرا كلمهء « غير » نيز مانند « لا » به طور ضمنى به نفى دلالت مىكند و به جاى اسباب و ادوات نفى و استثنا به كار مىرود ، چنان كه مىگويند : « جالس رجلا غير فاسق و لا سىّء الخلق » با مردى همنشين باش كه فاسق و بداخلاق نباشد و « اعبد اللّه به غير كسل و لا ملل » خدا را ستايش كن بدون اين كه سست و يا خسته باشى ! مىبينيم در اين دو جمله ، كلمه « غير » براى نفى به كار رفته است ولى بعضى از دانشمندان تقريبا معاصر ، چنين پنداشتهاند كه استعمال « غير » در نفى درست نمىباشد ، اين است كه مجبور گرديدهاند ، آيه را به نحو ديگر توجيه و تفسير كنند و خود را در اين راه به زحمت و تكلف انداختهاند ولى چون نتوانسته سخن قانع كنندهاى بياورند به عجز خود اعتراف نمودهاند . تفسير پس آن كه خداوند متعال در آيات قبلى بر بندگانش تلقين و يادآورى نمود كه در برابر وى به بندگى خود اعتراف و به يكتايى او گواهى دهند و از او استعانت و استمداد نمايند ، در اين آيه شريفه نيز بر آنان تلقين مىفرمايد كه از خداوند بخواهند تا آنان را به راه راست و صراط مستقيم هدايت و رهبرىشان فرمايد . آغاز سوره حمد مشتمل است بر ( 1 ) - مدح و ثنا و تمجيد و توصيف پروردگار ، آن چنان كه لايق و سزاوار اوست و پايان سوره هم مشتمل است بر درخواست هدايت از وى و در وسط اين ابتدا و انتها خداوند متعال اين جمله را نازل فرموده است : إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ كه اين جمله نيز در واقع نتيجهء تمجيد و توصيف سابق مقدمهء دعا و درخواست لاحق است . زيرا تمجيد و توصيف سابق ملاك و علت منحصر بودن عبادت به خداست و مقدمه استعانت و استمداد از اوست ، چون خداوند سزاوار عبادت است ، به علت كمال ذات و رحمتش و به علت قدرت و سلطنتى كه منحصر به اوست و غير خدا نمىتواند سزاوار عبادت باشد ، زيرا كه ملاك و علل پرستش را كه اختصاص به