السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
62
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
اطمينانآور باشد ، در اين صورت حجت و برهان الهى براى مردم محكمتر و روشنتر خواهد بود . روى همين قانون كلى و حكمت الهى بود كه خداوند به موسى ( ع ) عصا و يد بيضا را معجزه داد زيرا در زمان وى سحر و جادوگرى معمول بود و كسانى كه در اين فن و هنر تخصص داشتند ، پيش از ساير مردم ، معجزات موسى را تصديق نمودند و به آيين وى گرويدند . زيرا وقتى كه عصاى موسى را ديدند كه به فرمان وى به صورت اژدها درآمده همهء آن چه را كه آنان به عنوان جادو تهيه كردهاند ، مىبلعد و باز به صورت اصلى خود برمىگردد ، فهميدند كه اين عمل از دايره سحر و جادو خارج بوده ، به يك نيروى عظيم غيبى و الهى متكى مىباشد . اين بود كه به معجزه بودن آن ايمان آوردند ، بدون اين كه بر وعده و وعيد فرعون وقعى نهند ، در برابر او ايمانشان را اعلام و نبوت موسى را تصديق نمودند . ( 1 ) - در زمان حضرت عيسى ( ع ) هم طب يونانى به اوج عظمت خود رسيده بود و اطبا معالجههاى حيرتانگيزى را انجام مىدادند ، مخصوصا در سوريه و فلسطين كه از مستعمرههاى يونان بودند علم طب از رواج و رونق خاصى برخوردار بود . چون خداوند حكيم حضرت عيسى ( ع ) را در اين دو منطقه به نبوت برانگيخت و او را در اين محيط مأمور به تبليغ ساخت ، حكمت خداوندى اقتضا مىنمود كه اعجاز او را از اعمالى شبيه همان طب و اعمال دانشمندان آن زمان و مشابه فن رايج آن محيط قرار دهد . اين بود كه خداوند حكيم و توانا زنده كردن مردگان ، شفا دادن به امراض علاجناپذير و بينا نمودن كور مادرزاد را از معجزات وى قرار داد تا مردم آن زمان بدانند كه اين عمل خارج از قدرت بشر بوده ، از دايرهء علم طب بيرون است و نمىتواند به علوم و دانشهاى معمول روز متكى باشد ، بلكه خارج از قوانين علم طب بوده ، از يك منبع غيبى الهام مىگيرد . عرب جاهلى نيز از ميان انواع فنون و علوم تنها در فن فصاحت و بلاغت تخصص كامل داشتند و در ميان ملل جهان آن روز با فصاحت و سخنسرايى و با فنون ادبى معروف بودند تا آنجا كه مجالس مسابقه شعر و خطابه برپا مىكردند و با اين عمل بر يكديگر افتخار و مباهات مىنمودند و گاهى نيز به همين منظور بازارهايى تشكيل مىگرديد و هريك از شعراى قبايل مختلف عرب بهترين شعر و سخن خويش را در معرض نمايش قرار مىداد و داوران مسابقه اظهار نظر نموده ، بهترين آنها را انتخاب مىكردند و گوينده بهترين شعر و سخن را مورد تقدير و تشويق قرار مىدادند . اين تقدير و تشويق به جايى رسيده بود كه از ميان بهترين اشعار و قصايد آن روز « هفت