السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
594
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
باشد يا به نفع ديگران ولى كلمه « شكر » كه مقابل كفران است ، در برابر احسان و نيكى كه از ديگرى به انسان مىرسد ، استعمال مىشود و اما كلمه « مدح » كه مقابل ذم است ، از نظر موارد استعمال عموميت دارد و اين لغت در برابر خوبى و نيكى شخصى و يا چيزى به كار مىرود ؛ خواه اين خوبى و نيكى از ممدوح بر مدحكننده برسد يا نرسد و خواه اين نيكى اختيارى باشد ، مانند فضيلت انسانى و يا غير اختيارى باشد ، مانند روشنايى خورشيد و درخشندگى دانه « درّ » . الف و لام در كلمه « الحمد » براى جنس است زيرا براى حمد ، عهد خارجى يعنى مصداق معهودى در خارج وجود ندارد . 2 - 3 - 4 - « اللّه » و « رحمن » و « رحيم » : اين سه كلمه در فصل پيش ، در تفسير « بسم اللّه » توضيح داده شده است و احتياجى به تكرار آن نيست . 5 - ربّ : از كلمه « ربب » گرفته شده و به معناى مالك ، مصلح و مربّى است و « ربيبه » نيز از همان ريشه آمده است . كلمه « ربّ » در غير خداوند استعمال نمىشود مگر با اضافه ، مثلا مىگويند : « ربّ السّفينة » يعنى صاحب كشتى و « ربّ الدّار » يعنى صاحب خانه . 6 - عالمين : جمع است كه از لفظ خود مفرد ندارد ، مانند « رهط » و « قوم » . اين واژه به يك مجموعهء متجانس از موجودات ، اطلاق مىگردد . مثلا مىگويند : عالم جماد ، عالم نبات و امثال آن و گاهى هم به مجموعهاى اطلاق مىگردد كه اجزاى آن با هم ارتباط زمانى و يا مكانى داشته باشند ، مانند اين كه گفته مىشود « عالم كودكى » ، « عالم دنيا » و « عالم آخرت » . گاهى نيز كلمهء « عالم » در مجموع و تمام موجودات جهان آفرينش با تفاوت و اختلافاتى كه در ميانشان وجود دارد ، به كار مىرود . جمع اين كلمه با واو و نون است و مىگويند : « عالمون » . گاهى جمع آن به شكل « فواعل » مىآيد و مىگويند : « عوالم » و در لغت عرب كلمهاى نيست كه به شكل « فاعل » - با فتح عين - باشد و با واو و نون جمع بسته شود به جز اين كلمه . ( 1 ) - 7 - ملك : اين كلمه به معناى احاطه و سلطه آمده است و اين احاطه و سلطه ، گاهى داراى حقيقت خارجى و واقعى است ، مانند سلطنت خداوند بر تمام موجودات زيرا هستى هر موجودى وابسته خالق و هستىبخش اوست و واقعيت مستقلى از خود ندارد جز همان ارتباط تعلق به علت اصلى و آفرينندهاش و هر موجود ممكن در پيدايش و بقايش محتاج و نيازمند به هستىبخش