السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

595

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

خود مىباشد و لحظه‌اى از آن غنى و بىنياز نيست و هيچ‌گاه از نياز و احتياج ، جدا و منفك نخواهد بود . وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ . « 1 » خداوند بىنياز است و شما همه نيازمنديد . گاهى نيز اين سلطنت ، اعتبارى و فرضى و يا قراردادى است مانند مالكيت مردم به اشياء مثلا ، مالك بودن زيد به اموال شخصى خويش ، جز اين معنى ندارد كه نسبت به اين اموال ملكيت و حق خاصى براى وى اعتبار و فرض شده است و اختيار آن اموال از نظر تصرف و استفاده كردن در دست اوست و اين فرض و اعتبار هم به وسيلهء يكى از مقتضيات و علاقه‌ها و قراردادهاى عارضى مانند عقد ، ايقاع ، حيازت ، ارث و امثال آن حاصل مىشود و اما ملكيت از نظر فلاسفه عبارت است از هيئت و وضعيّتى كه از احاطه چيزى به چيز ديگر حاصل مىشود . مالكيت در پيش فلاسفه يكى از « اعراض » نه‌گانه است و از آن به مقوله « جده » تعبير مىكنند ، مانند هيئتى كه از احاطه عمامه بر سر انسان و يا احاطه انگشتر به وجود مىآيد . 8 - دين : به معناى جزا و حساب است و اين هر دو معنى را در جملهء « مالك يوم الدين » مىتوان منظور كرد زيرا حساب ، مقدمه جزاست و روز حساب عينا همان روز جزاست . سپاس مخصوص خداست خداوند متعال با جملهء « الحمد للّه رب العالمين » اين واقعيت را براى بشر يادآور مىشود كه مفهوم حمد و هر آن چه حمد و سپاس ناميده مىشود ، اختصاص به ذات مقدس او دارد . اين يك حقيقت مسلّم و روشنى است كه دلايل فراوانى آن را تأييد و ثابت مىكند . اينك نمونه‌اى از اين دلايل : 1 - حسن و كمال هر فعلى ناشى از حسن و كمال فاعل و عامل آن است و چون خداوند متعال ، كمال ( 1 ) - مطلق است و كوچك‌ترين عيب و نقصى در او نيست ، قهرا كار و عمل او هم يك عمل كامل و شايسته و خالى از هر گونه عيب و نقص خواهد بود ، چنان كه اين معنى در قرآن مجيد هم آمده است آنجا كه مىگويد :

--> ( 1 ) محمد / 38 .