السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

542

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

آن را نيز « كلام نفسى » نمىتوان گفت زيرا « كلام نفسى » در نزد طرفداران آن ، يك حقيقت نفسانى و ذاتى است ، از سنخ كلام ولى مغاير با « وقوع و يا عدم وقوع موضوع خبر » كه مفهوم كلام ، از نظر اكثر دانشمندان است و مغاير با « قصد حكايت از آن وقوع » كه مفهوم كلام از نظر ماست . خلاصه اين كه : از هيچ راهى نمىتوان كلام نفسى را با مفهوم جملهء خبرى و ديگر قسمت‌هاى آن تطبيق نمود . و اما جمله‌هاى انشايى : آن هم ، مانند جمله‌هاى خبرى نمىتواند مصداق « كلام نفسى » باشد زيرا فرقى در بين جمله‌هاى خبرى و انشايى وجود ندارد مگر تنها از اين لحاظ كه مفهوم جمله‌هاى خبرى گاهى درست و مطابق با واقع مىباشند و گاهى نبوده و با واقع مطابق نيستند ولى در جمله‌هاى انشايى چنين حالاتى وجود ندارد ، چون در جمله‌هاى انشايى اساسا واقعيت خارجى وجود ندارد تا مطابقت و عدم مطابقت در آن ، ملحوظ شود . بنابراين ، جمله‌هاى انشايى را نيز همان موارد تركيبى نه‌گانه جمله‌هاى خبرى ، تشكيل مىدهند و تنها امر هفتم و هشتم كه « مطابقت و عدم مطابقت با واقع و علم و شك گوينده به اين مطابقت يا عدم مطابقت » است ، در جمله‌هاى انشايى وجود ندارد و از طرف ديگر همان‌طوركه در سطور پيش گفتيم ؛ هيچ‌يك از اين امور و موارد نه‌گانه حتى در نزد طرفداران كلام نفسى هم مصداق كلام نفسى نيست بلكه حقيقت « كلام نفسى » در نظر طرفداران آن غير از اين‌هاست . شايد كسى سؤال كند كه مفهوم جمله‌هاى انشايى چيست و آيا مفهوم آن‌ها نمىتواند مصداق كلام نفسى باشد ؟ در پاسخ به اين سؤال مىگوييم كه : به عقيدهء اكثر دانشمندان جمله‌هاى انشايى براى ايجاد معنى است ، يعنى معناى جمله‌هاى انشايى ايجادى است كه به وسيلهء همان جمله ايجاد مىشود نه اين كه قبلا واقعيتى داشته باشد كه اين جمله از آن واقعيت حكايت كند ، چنان كه در زبان عدهء كثيرى از دانشمندان ، اين جمله تكرار مىشود كه : انشا ، ايجاد معنى است به وسيلهء لفظ ولى ما در بحث‌هاى خود در علم اصول يادآور شديم كه وجود انشايى حقيقت ندارد و معنى با لفظ ايجاد نمىشود و در ميان هر لفظ و معناى آن گرچه يك نوع وحدت عارضى وجود دارد ولى منشأ آن وحدت ، همان ارتباط مىباشد كه در اثر آن ، وضع به وجود آمده است . پس لفظ ، وجود مستقلى دارد نسبت به خود و وجود عارضى و مجازى دارد نسبت به معنايش و در اثر همان ارتباط است كه زشتى و زيبايى معنى ، به خود لفظ هم سرايت مىكند و باز از همين‌جاست كه گفته مىشود معنى به وسيلهء لفظ ، وجود پيدا مىكند اما با وجود لفظى و ظاهرى ، نه