السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

540

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

تحقيق در كلام نفسى در فصل پيش ، معنا و پيدايش عقيدهء به « كلام نفسى » و ارتباط آن را با قديم بودن قرآن روشن كرديم و اينك در اين فصل نيز مىخواهيم وجود چنين كلامى را بررسى كنيم و در اين مورد مىگوييم : بديهى است كلام و سخنى كه از حروف « تهجى » تشكيل مىشود جز يك امر حادث و پديدهء جديد بيش نيست و محال است كه خداوند با چنين پديدهء جديد و حادث به طور ازلى و ذاتى متصف گردد ولى بحث و اختلاف در وجود يك نوع ديگرى از كلام است كه واقعيت دفعى و غير تدريجى و وجود معنوى و غير لفظى داشته و تمام اجزاى آن به صورت جمع و دفعتا در عالم واقع ، موجود باشد . « اشاعره » وجود چنين كلامى را اثبات نموده و آن را « كلام نفسى » مىنامند و مىگويند كه اين نوع كلام از صفات ذاتى پروردگار است و ديگر گويندگان نيز با چنين كلامى متصف مىباشند ولى گروه ديگرى از مسلمانان - بر خلاف اشاعره وجود چنين كلام را قبول ندارند و كلام را تنها ( 1 ) - به « كلام لفظى » منحصر مىدانند و مىگويند ، همان‌طوركه هر عملى ، وابسته و منوط به فاعل آن عمل است وجود و پيدايش كلام نيز وابسته به متكلم و گوينده آن است كه در موقع تكلم و سخن گفتن تدريجا به وجود مىآيد . به عقيدهء ما صحيح‌ترين و بهترين نظريه ، همان نظريه دوم است كه به جز كلام « لفظى » ، كلام ديگرى به نام « كلام نفسى » وجود ندارد . به اين دليل كه : ما در محاورات و گفت‌وگوهاى روزمره خود جملاتى را كه به كار مىبريم ، مجموعا بيش از دو گونه نيست : جمله‌هاى خبرى ، جمله‌هاى انشايى .