السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
356
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
حكم آن ، ولى ما در بحث تحريف گفتيم كه عقيده به نسخ تلاوت همان ( 1 ) - عقيده به تحريف است و پايهء درست و مبناى صحيحى ندارد و مدارك و دليل اين عقيده چند روايت است كه به صورت خبر واحد نقل گرديده است و در چنين موضوعات مهم خبر واحد نمىتواند اثرى داشته باشد ، زيرا تمام ، مسلمانان در اين موضوع اجماع و اتفاق نظر دارند كه همانطورىكه خود قرآن با خبر واحد ثابت نمىشود ، نسخ قرآن را نيز نمىتوان با خبر واحد ثابت نمود . علاوه بر اجماع مسلمانان ، طبيعت هر حادثه حساس و موضوع مهم ، سرعت انتشار آن است يعنى خبر اين گونه حوادث به سرعت در ميان مردم شايع و معروف مىشود و ناقلان بيشترى پيدا مىكند و به حدّ تواتر مىرسد . بنابراين ، نقل يك حادثه مهم با خبر واحد ، بهخودىخود دليل بر عدم وقوع آن حادثه مىباشد و نشان مىدهد كه آن حادثه واقع نشده و گويندهء آن خبر دروغگو بوده ، يا به اشتباه مرتكب شده است ، زيرا اگر صحت داشت ، به علت اهميت حادثه افراد زيادى آن را نقل مىكردند و نقل آن به حد تواتر مىرسيد . بنابراين ، چگونه مىتوان قرآن بودن آيهء « رجم » را با خبر واحد ثابت نمود و مدعى شد كه اين جمله از آيات قرآن بوده است كه تلاوتش منسوخ گرديده و حكمش باقى مانده است . آرى ، به طورى كه قبلا بيان شد ، عمر آيه رجم را آورد و ادعا نمود كه از قرآن است ، ولى چون اين آيه را تنها عمر آورده بود ، مسلمانان نپذيرفتند و در قرآن وارد نكردند و بعدا هم آن را به صورت ديگر در آورده و گفتند : كه اين آيهاى بوده است تلاوتش منسوخ و حكمش باقى مانده است . 2 - نسخ در تلاوت و حكم عدهاى مىگويند : آياتى در قرآن وجود داشت كه با آيات و يا عوامل ديگر ، حكم آنها نسخ شده است و در ميان مسلمانان مورد عمل نمىباشد و هم تلاوت آنها نسخ شده و از قرآن ساقط گرديده و خوانده نمىشود . طرفداران اين نظريه به روايت دهم كه در بخش تحريف در قسمت نسخ تلاوت ، از عايشه نقل گرديده است ، استدلال مىكنند . ولى همان ايراد و اشكالى كه به نسخ در تلاوت يعنى به قسم اول نسخ وارد بود ، به اين قسم نيز وارد است و روايت عايشه خبر واحدى بيش نيست و خبر واحد نيز تأثير و اعتبارى در مسئلهء قرآنى ندارد و قرآنى بودن يا نبودن چيزى با خبر واحد ثابت نمىشود .