السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
345
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
نسخ در لغت به معناى « نقل » و « تغيير » دادن نيز آمده است ، چنان كه مىگويند : « تناسخ المواريث و الدّهور » يعنى ثروتها و زمانها متغيّر گشته است . نسخ در لغت به معناى « ازاله » و از بين بردن هم به كار رفته است ، چنان كه مىگويند : « نسخت الشّمس الظّلّ » يعنى آفتاب ، سايه را از بين برد و « نسخ » در ميان صحابه رسول خدا ( ص ) و مسلمانان دورانهاى بعد بيشتر در همين معنى استعمال مىشده است و به مخصّص و مقيّد و هر آن چه استثنا و تبصرهاى بر كليات و عمومات باشد ، ناسخ مىگفتند « 1 » زيرا اينها در واقع حكم را تغيير داده و از بين مىبرند . ( 1 ) - نسخ در اصطلاح نسخ در اصطلاح خاص علما و دانشمندان دينى با الهام از معناى لغوى آن ، عبارت است از برداشته شدن حكمى از احكام ثابت دينى در اثر سپرى شدن وقت و مدّت آن ، يعنى تغيير يافتن حكم چيزى يا سپرى شدن وقت و دوران آن حكم . و اين كه در تعريف نسخ اصطلاحى ، كلمهء « ثابت » را اضافه نموديم ، به دليل اين است كه اگر حكم ثابت نباشد و با تغيير موضوع تغيير پيدا كند ، نسخ ناميده نمىشود ، مانند برداشته شدن وجوب روزه ماه رمضان با سپرى شدن ماه رمضان كه آن را نسخ نمىنامند زيرا وجوب روزه هميشگى نيست و موضوع آن ماه رمضان است كه با تمام شدن آن ، وجوب روزه هم تغيير پيدا مىكند و مانند تمام شدن وجوب نماز با تمام شدن وقتش و مانند از بين رفتن مالكيت كسى با مرگ وى كه هيچيك از اينها نسخ ناميده نمىشوند ، زيرا در همه اين موارد موضوع حكم از ميان رفته است نه خود حكم و برداشته شدن حكم با تغيير موضوع ، نه نسخ ناميده مىشود و نه از نظر امكان و وقوع در ميان علما و دانشمندان مورد اختلاف و گفتوگو مىباشد . توضيح : براى روشن شدن نسخ واقعى كه در اينجا مورد بحث و گفت و گوى ماست ، نظر خوانندهء عزيز را به اين توضيح جلب مىكنيم : هر حكمى كه از طرف شريعت و قانون اسلام ، جعل مىشود و هر قانونى كه از طرف قانونگذار واقعى تصويب مىشود . از نظر ثبوت و واقعيت داراى دو صورت و دو مرحله مىباشد :
--> ( 1 ) در تفسير منسوب به ابن عباس ، معمولا تبصره زدن بر كليات و عمومات نسخ ناميده شده است .