السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
337
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
پاسخ : به طورى كه در فصل پيش گفتيم ؛ تفسير به معناى برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معناهاى غير ظاهرى لفظ است ، تكيه به معناى ظاهرى لفظ را تفسير نمىنامند ، زيرا در معناى ظاهرى ابهامى نيست تا با به كار بردن تفسير پرده ابهام بالا رود و عمق و حقيقت آن نمايان شود . بر فرض اگر معناى ظاهرى هم ، تفسير ناميده شود ، تفسير به رأى و اظهار نظر دلبخواهى نيست ، بلكه تفسيرى است بر اساس فهم عمومى و عرفى كه عموم و يا بيشتر مردم آن معنى را از همان لفظ مىفهمند . مثلا : اگر كسى يكى از خطبههاى نهج البلاغه ، گفتار عميق و پرارج على ( ع ) را به طور ساده و دور از تكلّف ترجمه كند ، قرائن لازم و شواهد موجود را كه عرفا از الفاظ آن فهميده مىشود ، در اين ترجمه رعايت نمايد ، هيچگاه اين عمل ، تفسير به رأى ناميده نمىشود . امام صادق ( ع ) نيز در گفتار خويش به اين حقيقت اشاره فرموده آنجا كه مىگويد : راستى مردم با غور در آيات متشابه و پيچيده قرآن ، بدبخت و بيچاره شدند زيرا آنها معناى اين سلسله آيات را نفهميدند و پى به عمق و معناى واقعى آن نبردند و از پيش خود تأويلاتى بر آيات آن يافتند و خود را در برابر اوصياى خدا و دانايان حقيقى قرآن ، مستغنى و بىنياز ديدند و از آنان نپرسيدند تا آشنايشان سازند . ( 1 ) - باز در اينجا مىبينيم كه منظور امام ( ع ) از تفسير به رأى ممنوع و حرام ، اين است كه كسى بدون مراجعه به اهل بيت و بدون استمداد از گفتار آنان و الهام گرفتن از افكارشان ، مستقلا از روى قرآن به دلخواه خود فتوا و حكمى از احكام الهى را صادر كند ، در صورتى كه رسول خدا عترت و اهل بيتش را پشتوانه و همدوش قرآن معرفى كرده است و مردم بايد در اين گونه موارد به آنان مراجعه كنند و از آنان الهام و روشنايى بگيرند و هدايت شوند . اگر يك مفتى و يا مفسر ، عمومات و مطلقات قرآن و قوانين عمومى آن را در نظر بگيرد ، از تخصيصها و تقييدها و از تبصرهها و استثناهايى كه به وسيلهء ائمه ( ع ) بر اين گفتارها و قوانين عمومى قرآن به عنوان توضيحات واردشده ، غفلت ورزد ، آن را تفسير به رأى و برداشت دلبخواهى مىنامند كه در اين روايتها سخت مورد انتقاد قرار گرفته و ممنوع شده است . از همه آن چه گفته شد ، چنين بر مىآيد كه : گرفتن معناى ظاهرى الفاظ قرآن ، آن هم با در نظر گرفتن قرائن و شواهدى كه در قرآن و يا در گفتار ائمه ( ع ) وجود دارد و با رعايت قواعد عقلى و عرفى كه مخالف هيچيك از اين قواعد و معيارها نباشد ، تفسير به رأى بلكه اصلا تفسير ناميده نمىشود .