السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
228
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
بخوان و ديگرى گفت : بر وى اضافه كن ! رسول خدا فرمود : من هم همين درخواست را نمودم ، گفت : با دو طريق بخوان ! اين درخواستها مكرر شد تا به هفت طريق رسيد و در آنجا پايان يافت . 4 - طبرى از ابو كريب با اسنادش از عبد الرحمن بن ابى بكره از پدرش نقل مىكند كه رسول خدا فرمود : جبرئيل گفت : قرآن را به يك طريق بخوان ! ميكائيل گفت از وى بخواه اضافه كند ، من درخواست نمودم ، جبرئيل گفت : با دو طريق بخوان و همينطور اضافه كرد تا به شش يا هفت طريق رسيد . - ترديد از ابو كريب است - سپس گفت : هريك از اين طريقها و روشها كفايت مىكند و مانند اين است كه بگويى « تعال يا هلمّ » مگر اين كه با آن تلفظ آيهء عذاب به رحمت و آيهء رحمت به عذاب مبدل گردد . 5 - باز طبرى از احمد بن منصور با اسناد خود از عبد اللّه بن طلحه از پدرش ، او نيز از پدر خود چنين نقل نموده است : مردى در نزد عمر بن خطاب قرآن خواند ، عمر بر وى اعتراض نمود ، آن مرد گفت : من در حضور رسول اكرم ( ص ) قرآن را با اين قرائت خواندم ، مرا تأييد نمود . عمر اين گفتار را از وى نپذيرفت تا آنجا كه هر دو به پيش رسول خدا رفتند ، آن مرد عرضه داشت يا رسول اللّه آيا من فلان آيه و فلان آيه را در پيش تو چنين نخواندم كه تو نيز همان را تأييد نمودى ؟ رسول خدا فرمود : آرى . عمر از اين جريان به قدرى ناراحت گرديد كه رسول اكرم ناراحتى او را در چهرهاش احساس نمود . ناقل حديث مىگويد : ( 1 ) - رسول خدا بر سينهء عمر زد و فرمود شيطان را از خود دور كن و اين جمله را سه بار تكرار كرد ، آنگاه فرمود : عمر ! همهء اين قرائتها يكسان و برابر است مگر آنجا كه آيهء رحمت را به عذاب و آيهء عذاب را به رحمت تغيير دهى . طبرى داستان ديگرى شبيه همان داستان را كه در ميان عمر و هشام بن حكم واقع گرديده است ، از يونس بن عبد الاعلى كه سند داستان را به خود عمر مىرساند نقل نموده است . بخارى و مسلم و ترمذى نيز داستان عمر را با هشام با سند ديگر و با مختصر تفاوتى در لفظ ، نقل نمودهاند . « 1 » 6 - باز طبرى از محمد بن مثنّى با اسناد خود از ابن ابى ليلى ، او هم از ابى بن كعب چنين آورده است كه رسول خدا ( ص ) در كنار غدير قبيلهء غفار بود كه جبرئيل بر وى نازل شد و گفت : يا
--> ( 1 ) صحيح مسلم ، 2 / 202 ؛ صحيح بخارى ، 3 / 90 و 6 / 100 - 111 و 8 / 53 - 215 ، صحيح ترمذى با شرح ابن عربى باب « ما جاء انزل القرآن على سبعة أحرف » ، 11 / 60 .