السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
215
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
انتخاب هفت قرائت نكوهش و ملامت نموده ، گفتهاند كه كلمه « هفت » گاهى سبب اشتباه در ميان قرائتها و وجوه هفتگانهء قرآن شده است . سپس اضافه مىكند كه احمد بن عمار مهدوى مىگويد : كسى كه قرائتهاى هفتگانه را انتخاب نموده به آنها رسميت داده است ، كارى بس نابجا و ناشايستى انجام داده ( 1 ) - و جريان را به تودهء مردم مشتبه ساخته است زيرا افراد كماطلاع تصور مىكنند كه اين هفت قرائت همان « حروف » و وجوه هفتگانه است كه در روايات وارد گرديده است . ابن مجاهد موقعى كه مىخواست قرائتها را به تعداد معين منحصر كند ، كاش يكى را كمتر و يا بيشتر مىنمود و بدين وسيله اين اشتباه را بر طرف مىساخت . . . و استاد اسماعيل بن ابراهيم بن محمد قراب در شافى مىگويد : تنها قرائت هفت تن از قاريان را انتخاب نمودن و ديگر قرائتها را رد كردن بر پايهء هيچ دليل و روايتى استوار نيست ولى بعضى از علما و متأخرين چون بيش از هفت قرائت را بلد نبوده است ، همان قرائتهاى هفتگانه را در كتابى جمعآورى نموده و آن را كتاب السبعة نامگذارى كرد و همان كتاب در ميان مردم منتشر شد و پايه و مدرك قرائتهاى هفتگانه گرديد . ابو محمد مكى مىگويد : بعضى از دانشمندان علم قرائت در كتابهاى خويش نام بيش از هفتاد قارى را آوردهاند كه بعضى از آنان از نظر مقام علمى بالاتر از اين هفت نفر مىباشند . . . بنابراين چگونه مىتوان تصور نمود كه تنها قرائت اين هفت نفر با حروف و وجوه هفتگانه قرآن موافق باشد ؟ ! آيا اين مطلب انحراف از مسير حقيقت و عدالت نيست و اساسا چه دليلى مىتواند آن را تأييد كند ؟ آيا گفتار و دستورى در اين مورد از رسول خدا ( ص ) وارد گرديده است و چگونه مىتوان اين قرائتها را همان حروف و وجوه هفتگانه قرآن دانست ؟ در صورتى كه كسائى در دوران مأمون به صف قاريان وارد گرديده است و قبلا يعقوب حضرمى را هفتمين قارى به حساب مىآوردند و در سال 300 هجرى بود كه ابن مجاهد ، كسائى را به جاى يعقوب حضرمى گذاشت ! ! « 1 » شرف مرسى مىگويد : بيشتر افراد بىاطلاع گمان مىكنند كه منظور از حروف هفتگانه همان قرائتهاى هفتگانه است ولى اين يك جهالت و نادانى زشتى ، بيش نيست . « 2 » قرطبى مىگويد : بيشتر علماى ما مانند داودى و ابن ابى سفره و غير آنها مىگويند : اين
--> ( 1 ) . تبيان ، 82 . ( 2 ) . همان ، 61 .