عبد الكريم بى آزار شيرازى
59
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)
احتجاجات حضرت ابراهيم ( ع ) وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ و اين چنين ملكوت [ و حكومت مطلقهء الهى بر ] آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم تا اهل يقين شود . « 1 » ابراهيم با مطالعه و انديشه در آثار و آيات پروردگار و ارتباط و همبستگى آنها دريافت كه همهء اين موجودات را خدايى واحد و آفريدگارى ثابت و ازلى ، حكيم و دانا ، قدير و توانا و سميع و بيناست و حكومت مطلقهء كرات آسمانى و فرمانروايى زمين و موجودات آن در دست تواناى اوست و . . . اين چنين حضرت ابراهيم با سير و سياحت و مطالعهء طبيعت ، به مرحلهء يقين رسيد . آرى ، بر خلاف قوم و مردمى كه در شهر سرگرم سرابها و زرق و برقها و دچار افكار و عقايد انحرافى و تقليد كوركورانه بودند ، حضرت ابراهيم سرشار از علم و حكمت الهى و با قلبى مالامال از يقين ، از دانشگاه الهى يعنى كوه سرزمين اور به سوى مردم شهر سرازير شد و چون آنان را در گمراهى ديد ، با استفاده از بهترين روش تبليغ و طرح سؤالهاى پرمحتوى ، به راهنمايى و بيدار كردن آنان پرداخت و ابتدا از آنان اعتراف گرفت كه كارشان جز تقليد كوركورانه چيز ديگرى نبوده است . صحنهاى از مباحثات ابراهيم را با پدر و خانوادهاش پيرامون بتپرستى در سورهء شعرا ، آيات 69 - 74 چنين مىخوانيم : حكايت ابراهيم را براى مردم بخوان ، آنگاه كه با پدر و قومش گفت : « چه معبودى را مىپرستيد ؟ » جواب دادند : « همان بتهايى را كه هميشه مىپرستيديم ، اكنون هم مىپرستيم . » ابراهيم گفت : « آيا وقتى شما اين بتها را مىخوانيد سخن شما را مىشنوند ، يا به حال شما هيچ سود و زيانى دارند ؟ »
--> ( 1 ) . انعام : 75 .