عبد الكريم بى آزار شيرازى

57

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)

بزادم كه در همان حال بمرد ؛ در خاك دفنش كردم و بازگشتم . ادنى مرتّب به غار مىرفت و به ابراهيم سركشى مىكرد . « 1 » ابراهيم به سرعت رشد كرد . گفته مىشود كه 7 يا 13 و يا 17 سال در غار بسربرد . وقتى ابراهيم بزرگ شد ، ادنى جريان فرزندش را براى آزر نقل كرد و او را به غار برد و ابراهيم را به او نشان داد . آزر همين‌كه ابراهيم را ديد ، محبت او در دلش افتاد و به همسرش گفت : « او را از غار به خانه بريم . » مادر ، ابراهيم را به خانه برد و اسامى اشيا و حيوانات را به تدريج به وى تعليم داد . روزى ضمن توصيف مخلوقات به وى گفت : « فرزندم ! هر مخلوقى ، خالقى دارد كه او را تربيت مىكند و پرورش مىدهد ؛ همان‌طوركه من تربيت‌كنندهء تو ، پدرت مربّى من ، و نمرود ارباب پدرت مىباشد . » ابراهيم پرسيد : « خداى نمرود كيست ؟ » مادر بانگ برآورد كه ديگر از اين حرفها نزند كه بسيار خطرناك است . « 2 » طبق قرائن و مدارك باستان شناسان ، پادشاهان شهر اور بسيار ستمگر و بىرحم بوده‌اند . « 3 » آزر واژه‌اى باستانى به معناى آتش است . ايرانيان ، كلدانيان و آشوريان چون ستارهء مريخ را ستاره‌اى آتشين مىدانستند ، آن را به همين نام ( آزر ) مىناميدند ؛ ازاين‌رو بتى عمودى شكل از سنگ مىتراشيدند و آن را به عنوان سمبل مريخ پرستش مىكردند . اين بت در ميان بابليان چندان داراى اهميت بود كه آنان براى تبرّك ، بزرگان خود را به نام اين بت مىخواندند . اين نام در كتيبه‌هاى بابلى بسيار ديده مىشود .

--> ( 1 ) . ثعلبى ، قصص الانبياء ، ص 44 ؛ تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 256 ؛ زمخشرى ، تفسير لسان ، ج 1 ، ص 172 ؛ تفسير بيضاوى ، ج 1 ، ص 123 ؛ ابن اثير ، كامل ، ج 1 ، ص 96 ؛ ياقوت حموى در ماده كوثا . ( 2 ) . با استفاده از روايت امام صادق ( ع ) در تفسير قمى ، ج 1 ، ص 207 ؛ مجمع البيان و مواهب عليه ، ج 1 ، ص 39 ؛ روضهء كافى و نور الثقلين ، ج 1 ، ص 72 و 737 . و نيز بنگريد به : روضة الصفا ، حبيب السير ، ناسخ التواريخ ، ضمن شرح حال ابراهيم عليه السلام ؛ ابو اسحاق نيشابورى ، قصص الانبياء ، ص 43 و 44 . ( 3 ) . دكتر جان الدر ، باستان‌شناسى كتاب مقدس ، ص 39 .