عبد الكريم بى آزار شيرازى

461

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)

آمد . مسكوكات و قطعات ظروف سفالين در غارها حاكى از آن بود كه اين غارها در قرن اول ميلادى مسكونى بوده‌اند . ولى از همه اين تحقيقات اطمينان‌بخش‌تر حفرياتى است كه در ويرانه‌هاى قمران در حوالى غار مزبور به عمل آمد و معلوم شد اين ويرانه بقاياى ديرى است كه در سه دورهء مختلف مسكونى و مورد استفاده بوده است : دورهء اول به دليل مسكوكات باقى مانده مصادف با سال 130 ق . م است اين دوره تا سال 31 ق . م كه زمين‌لرزهء شديدى قسمتى از آن را ويران ساخت ، ادامه يافته است . چنين مىنمايد كه در سالهاى 30 تا 35 ق . م كه مصادف با فرمانروايى هيروديس بزرگ اين دير متروك شده است . دورهء دوم از سال 4 ق . م در زمان پادشاهى فرزند او آرشالوس مسكون گشته و اين دوره تا سال 68 م ، به طول انجاميده است . ظاهرا در سالهاى 68 - 70 م ، در بحبوحه جنگهاى روم و يهود ، دير مجددا ويران گشته است . گويا در همين زمان بود كه ديرنشينان ، براى اينكه طومارهايشان از گزند حوادث مصون بماند ، آنها را در غارهاى مجاور پنهان كردند . از آن پس ، به گواهى مسكوكات ديگرى كه از زير ويرانه‌ها به دست آمده ، سربازان روم تا پايان قرن اول ميلادى در آن اقامت گزيده‌اند . ادوات تحرير كه در اينجا به دست آمده و اطاقهاى مخصوص كاتبان كه در آن ساخته شده ، شكى باقى نمىگذارد كه طومارها به دست ساكنان همين دير نوشته شده‌اند ، و زمان تحرير آنها مصادف با دوره‌هايى است كه دير مسكون بوده است . از آن زمان تا كنون غارهاى مجاور به دقت مورد بررسى و كاوش قرار گرفته و در 39 غار آثارى از سكونت انسان و همچنين ظروف سفالين يافت شده است . برخى از اين غارها داراى هزاران قطعه از نسخ خطى بوده‌اند . يكى دو قطعهء طومار مسى به دست آمده كه چون زنگ آن را پوشانيده است ، آن را به قطعات كوچك بريده ، مضامينش را خوانده‌اند . مجموع قطعات نسخه‌هاى خطى كه در اين غارها به دست آمده از پانصد متجاوز