عبد الكريم بى آزار شيرازى

283

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)

و به مقابله با جالوت رفت . مردى كه بسيار قوى هيكل و داراى همه گونه اسلحه ، شمشير و زره بود . همه در تعجب بودند و او را بسيار ناتوان و مرگش را حتمى مىدانستند . اما آن جوان دست خود را به كيسه‌اش برد و سنگى برداشت و در فلاخن گذاشت و به پيشانى جالوت پرتاب كرد . سنگ در پيشانى جالوت فرورفت و آن چنان ضربه كارى بود كه جالوت ناگهان بر زمين در غلتيد . پيغمبر اكرم ( ص ) نيز از ميان مسلمانان جوان دلاورى را به نام اسامة فرزند زيد ، به فرماندهى برگزيد و به او سفارش كرد كه سپاه را در نزديكى موته ( دهكده‌اى در ناحيهء مرزى شام ) ، همان‌جا كه پدرش در جنگ موته كشته شده بود ، به مرزهاى بلقا « 1 » و داروم « 2 » كه در سرزمين موعود است ، داخل كند و سحرگاهان بر دشمنان خدا هجوم برد . اسامه با سپاهيانش در اردوگاه جرف كه نزديك مدينه بود ، فرودآمدند تا وسايل سفر را فراهم آورند و آنگاه به طرف سرزمين موعود حركت كنند ؛ در اين هنگام پيامبر ( ص ) بيمار شد و با انتشار خبر بيمارى پيامبر ( ص ) سپاهيان از حركت به سوى شام بازايستادند و بسيارى از آنها به مدينه بازگشتند . پيامبر ( ص ) از تأخير حركت سپاه اسامة نگران و ناراحت شد ؛ شايد بيم آن داشت كه بنى اسماعيل نيز مانند بنى اسرائيل در اثر تعلل از رفتن به جبهه مورد غضب خدا قرار گيرند و چهل سال از سرزمين موعود محروم گردند . ازاين‌رو در آخرين پيام خود به مسلمانان فرمود : « من از تأخير سپاه اسامه سخت نگران و ناراحتم . من از شما مىخواهم تا همچون بنى اسرائيل به خطا نرويد و دين و دنياى خود را تباه مسازيد . هميشه به هم نزديك و با هم متحد باشيد . » بعد از وفات پيامبر ( ص ) سپاه اسامه به سوى فلسطين حركت كرد و هنوز بيست روز از حركت سپاه نگذشته بود كه مسلمانان به شهر بلقا واقع در فلسطين اشغالى هجوم بردند و اسامه انتقام مسلمانان و پدر خود را كه در موته كشته شده بود ، گرفت و با پيروزى به

--> ( 1 ) . بلقا اسم عربى براى نيمه جنوبى از شرق اردن يكى از شهرهاى فلسطين بود كه تقريبا همان منطقهء « پيريا » در نقشه فلسطين قديم است ( دائرة المعارف الاسلامية ، ج 4 ، ص 106 و 107 ) . ( 2 ) . داروم : تپه‌هاى جنوب غربى ساحل يهوديه ( دائرة المعارف الاسلاميه ، ج 9 ، ص 92 ) .