محمود حسن ديوبندى

14

تفسير كابلى (فارسى)

چيزها درآورده اى كه به آئين او مخالف است ! پيغمبر ( ص ) گفته هاى او را بكلّى ترديد كرد « 1 » . در اثناى مذاكره ، از زبان درويش نصرانى برآمد : هركه از ما دروغگو باشد خدا از وطن جلايش كناد و به مرگ غربت و بى كسى بميراناد ! پيغمبر ( ص ) گفت : آمين ! خدايا چنين باد . پس از جنگ بدر چون اساس اسلام مستحكم شد ، و فروغ آن چشم حسود را خيره كردن گرفت ، ابو عامر تاب نياورده به مكّه گريخت تا كافران مكه را مقابل پيغمبر اسلام برانگيزاند . در معركهء احد با قريش آمد و پيش از آنكه مبارزه آغاز شود ، انصار مدينه را كه در عهد جاهلّيت به وى عظيم « 2 » معتقد بودند مخاطب قرار داد و خواست به خود مايل گرداند ! چه بى خرد كسى كه هنوز نمى دانست در قبال تصرّفات درخشان نبوّت جاودان كهن فروغى ندارد . مردان انصار - يعنى همان كسانى كه پيشتر او را راهب و پارسا مى خواندند - يكبارگى در پاسخ وى فرياد برآوردند و گفتند : اى دشمن خدا ! اى فاسق ! خدا چشمان ترا هيچگاه خنك ( روشن ) نكند ! چگونه در مقابل پيغمبر خدا با تو همراهى كنيم ؟ ! چون جواب يأس انگيز انصار را شنيد به خود ملتفت شد . و با منتهاى خشم گفت : اى محمّد ! بعد از اين ، هركه با تو مقابله كند من با وى همراه خواهم بود . چنان كه تا غزوهء حنين در تمام معركه ها در سپاه كافران شامل بود « 3 » و با مسلمانان مى جنگيد . در احد ، از شرارت او به وجود اقدس گزند رسيد . ميان صفوف ، مغاكهاى « 4 » پوشيده حفر كرد كه رخسارهء اقدس در آن زخم برداشت : دندان مبارك شهيد شد . پس از جنگ حنين ، چون دانست نيروى عرب از استيصال اسلام عاجز است ، جانب شام گريخت ، و از آنجا به منافقان مدينه نگاشت : قيصر روم با من اتفاق نمود ، و اينك سپاه گرانى در مقابل محمد ( ص ) مى آرم ، تا به يك طرفة العين سازوبرگ او را به خاك افگند و مسلمانان را محو و مضمحل گرداند - ( العياذ باللّه ) ! اكنون بر شماست كه بنائى بنام مسجد عمارت كنيد ؛ تا در آنجا به بهانهء نماز گرد آمده بر خلاف اسلام شور و تدبير كرده توانيد « 5 » ، و قاصدان مى توانند پيام و نامهء مرا آنجا به شما رسانند ، اگر من آيم نيز ، موقعى « 6 » مناسب اقامت و ملاقات هاى من موجود باشد ! منافقان به غرض اجراى اين مقاصد سوء ، مسجد ضرار را تعمير كردند ، و در محضر پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بهانه نموده گفتند : يا رسول اللّه ! به خدا ( ج ) سوگند ، نيّت ما بد

--> ( 1 ) . بسيار ( 2 ) . بسيار ( 3 ) . شركت مى كرد ( 4 ) . گودال هاى ( 5 ) . بتوانيد مشورت و توطئه بكنيد ، ( 6 ) . جا و مكانى